تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
ابن الهاد ، از عبد اللّه بن خباب ، از ابو سعيد كه گفت : چون در نزد پيامبر ابو طالب را ياد كردند ، گفت : شايد كه روز رستاخيز ميانجيگرى من به او سود رسانيد و او را در آبگينه‌اى از آتش بنهند كه تا استخوان پشت پاى او مىرسد و مغز او را به جوش مىآرد . و در صحيح بخارى از زبان عبد العزيز بن محمّد داراوردى ، از يزيد بن الهاد مانند همين روايت آمده ، جز اينكه در آنجا مىخوانيم : پوسته‌اى را كه مغز وى در آن است ، به جوش مىآورد « 1 » . امينى گويد : ما در سند اين روايات نه دربارهء سفيان ثورى بحث مىكنيم ، چه در بررسى آيهء نخست گذشت كه وى كاستى رواياتى را پنهان مىداشته و از زبان دروغگويان روايت مىكرده است ، و نه دربارهء عبد الملك بن عمير لخمى كوفى كه زندگىاش دراز شد و نيروى يادآورىاش تباه گرديد . ابو حاتم گفته : او را از حافظان نتوان شمرد ، چرا كه نيروى يادآورش دگرگونه شد . احمد گفته : در كار روايتگرى ناتوان است و مىلغزد . ابن معين گفته : روايت‌ها را درهم و برهم و آشفته مىسازد . ابن خراش گفته : شعبه او را پسنديده نمىداشت . كوسج هم آورده است كه احمد او را در كار روايتگرى بسيار ناتوان و سست مىشمرد « 2 » . ما وجود عبد العزيز دراوردى را نيز در سند اين روايات دست‌افزار خرده‌گيرى نمىگردانيم كه به گفتهء احمد بن حنبل : چون از بر روايتى بازگو كند ، بىپايه است و ارزشى ندارد و اگر از نگاشتهء خود بازگو كند ، نيكوست و چون به بازگوكردن روايات پردازد ، ياوه‌سرايى نمايد . ابو حاتم گفته : سخن او را پشتوانه نتوان گردانيد . ابو زرعه هم گفته : نيروى يادآورىاش بد بود « 3 » . به همين‌گونه در ناسازگارى اشكال اين روايت كه از چند راه رسيده ، چون‌وچرا نمىكنيم ، چه آنجا كه مىگويد : « شايد روز رستاخيز ميانجيگرى من براى او سودمند
هامش
( 1 ) . ر ك : صحيح البخارى : 6 / 33 ، 34 و 9 / 92 ؛ صحيح مسلم ، كتاب الايمان ؛ طبقات ابن سعد : 1 / 106 ؛ مسند احمد : 1 / 206 ، 207 ؛ عيون الأثر : 1 / 132 ؛ تاريخ ابن كثير : 3 / 125 . ( 2 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 151 . ( 3 ) . همان : 2 / 128 .