تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
به او گفت : براى كسى كه بت‌پرست بوده آمرزش نخواه . پس او اندوهناك برگشت « 1 » . از روايات بالا برمىآيد گواهى ندادن كسى به يگانگى خدا انگيزهء آن مىشود كه هيچگونه ميانجيگرى دربارهء او پذيرفته نگردد ، زيرا كه خدانشناس ، به هيچ روى شايستگى آن را ندارد كه به سود او ميانجيگرى كنند و آنگاه ميانجيگرى براى سبك شدن كيفر او نيز نارواست كه هم براساس روايات گذشته بايد از آن خوددارى شود ، و هم به دستور كتاب خداى ارجمن و تعالى ، آنجا كه گويد : آنان كه كفر ورزيدند ، براى ايشان است آتش دوزخ ، نه روزگارشان را به پايان رسانند كه بميرند و نه كيفر ايشان سبك گردد . بدينگونه هرناسپاس را سزا مىدهيم « 2 » . و نيز آنجا كه خداى تعالى گويد : هنگامى كه ستمگران كيفر ديدند ، نه كيفرشان سبك شود و نه مهلت يابند « 3 » . و آنجا كه مىگويد : پيوسته به لعنت گرفتارند ، نه كيفر ايشان سبك مىشود و نه مهلتى مىيابند « 4 » . و آنجا كه مىگويد : آنان كه در آتشند ، به نگهبانان دوزخ مىگويند : از پروردگار خويش بخواهيد يك روز از كيفر ما بكاهد . آنان مىگويند : آيا فرستادگان شما با نشانه‌هاى روشن به نزد شما نيامدند ؟ گويند : آرى . گويند : پس خدا را بخوانيد كه خدا خوانى ناسپاسان جز در گمراهى نيست « 5 » . و آنجا كه مىگويد : اينان همان كسانند كه زندگى اين جهان را به جهان ديگر خريدند . پس كيفرشان سبك نمىشود و كسى ايشان را يارى نكند « 6 » . و آنجا كه مىگويد : و رها كن آنان را كه كيش خويش را سرگرمى و بازيچه گرفته‌اند و زندگى اين جهان ايشان را فريفته است . به قرآن پندشان ده تا كسى با كارهاى خويش ،
هامش
( 1 ) . براى رواياتى از اين دست ، هيچ ارزش و آبرويى نمىشناسيم و تنها از اين‌روى كه ايشان در برابر آن سر فرود مىآورند ، ناگريزيم كه آن را پشتوانهء سخن خويش گردانيم . ( 2 ) . فاطر 35 / 36 . ( 3 ) . نحل 16 / 85 . ( 4 ) . بقره 2 / 162 و آل عمران 3 / 88 . ( 5 ) . غافر 40 / 49 ، 50 . ( 6 ) . بقره 2 / 86 .