تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
اگر او را در زير پرده‌هاى كعبه نيز بيابند بكشند و خونش را مباح شمرند . پس او به سوى عثمان گريخت و وى پنهانش داد و پس از آنكه اهل مكّه آرامش يافتند عثمان او را بياورد و برايش از رسول خدا امان خواست . رسول مدتى طولانى خاموش ماند و سپس گفت : باشد و چون عثمان برگشت ، رسول به اطرافيان گفت : من خاموش نماندم ، مگر براى اينكه يكى از شما به سوى او برخيزد و گردنش را بزند . مردى از انصار گفت : اى رسول ! چرا با ( چشم ) به من اشاره نكردى ؟ گفت : بر پيامبر سزاوار نيست نگاه دزدانه داشته باشد . « 1 » اين آيه از قرآن هم در تصريح به كفر همين مرد است كه فرود آمده : و كيست ستمكارتر از آنكه به دروغ بر خدا افترا بندد يا بگويد بر من وحى شده با آنكه چيزى بر او وحى نشده و ( كيست ستمكارتر از ) آنكه بگويد من هم آيه نازل مىكنم نظير آنچه خدا نازل كرد . « 2 » اجماع مفسران بر آن است كه اين سخن : من هم آيه نازل مىكنم نظير آنچه خدا نازل كرد . از زبان ابن ابى سرح نقل شده و علتى هم كه براى آن ياد كرده‌اند اين است كه چون اين آيه از سورهء مؤمنون فرود آمد : براستى كه انسان را از مايه‌اى از گل آفريديم . پيامبر وى را بخواند و آن را بر وى ديكته كرد و چون به اين آيه رسيد : آنگاه وى را خلقتى ديگر پديد كرديم . عبد اللّه از تفصيل آفرينش انسان به شگفت آمد و گفت : بزرگ است خدا كه بهترين آفريدگان است . پيامبر گفت : بر من نيز همين سخن نازل شده . اينجا عبد اللّه به شك افتاد و گفت : اگر محمّد راست مىگويد كه بر من نيز مانند او وحى مىشود و اگر دروغ مىگويد من هم سخنى مانند او گفتم ، پس ، از اسلام برگشت و به مشركان پيوست . و همين است كه در آيه آمده : من نيز نازل مىكنم نظير آنچه را خدا نازل كرده است . « 3 »
هامش
( 1 ) . سنن ابو داود : 2 / 220 ؛ الانساب ، بلاذرى : 5 / 49 ؛ المستدرك ، حاكم : 3 / 100 ؛ الاستيعاب : 1 / 381 ؛ تفسير قرطبى : 7 / 40 ؛ اسد الغابة : 3 / 173 ؛ الاصابة : 2 / 317 ؛ تفسير شوكانى : 2 / 134 . ( 2 ) . انعام 6 / 93 . ( 3 ) . ر ك : الانساب ، بلاذرى : 5 / 49 ؛ تفسير قرطبى : 7 / 40 ؛ تفسير بيضاوى : 1 / 391 ؛ كشاف ، زمخشرى : -