تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
مىخوانيم : راستى را تو در راهى افتاده‌اى كه پدرت ابو سفيان و جدّت عتبه و نظاير آنان از خاندانت كه صاحب كفر و كينه و ناحق بودند افتادند . « 1 » براى شناخت ابو سفيان از سخن ابو ذر نيز مىتوان استفاده كرد كه چون معاويه به وى گفت : اى دشمن خدا و دشمن رسولش ! پاسخ داد : من دشمن خدا و رسول نيستم بلكه تو و پدرت دشمن خدا و رسوليد ، تظاهر به اسلام كرديد و كفر را در درون خود پنهان داشتيد ، تا پايان سخن وى كه هنگام بحث از درگيرى ابو ذر با عثمان خواهيم آورد . اين بود شخصيت ابو سفيان به هنگام كفر و مسلمانىاش كه تا بازپسين دم از زندگىاش تغييرى در آن راه نيافت . با اين وصف آيا به اندازهء يك ذرّة المثقال هم او را در اموال مسلمانان ذى حق مىتوان دانست ، تا چه رسد به آن هزارها ولى چه بايد كرد كه انتساب او به امويان ، به خليفه اجازه داد كه او را به بخشش‌هاى كلان از اموال مسلمانان مخصوص گرداند ، با سنت پيامبر بسازد يا نه .

38 - بخشش‌هاى خليفه از غنايم آفريقا

چنان كه گذشت « 2 » يك پنجم از غنايم آفريقا در جنگ اوّل را به برادر رضاعىاش ، عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح بخشيد و به گفتهء ابن كثير : پنج يك از يك پنجم را به او بخشيد . و به گفتهء ابو الفداء كه آن پنج يك را پانصد هزار دينار طلا حساب كرده يك پنجم از يك پنجم صد هزار دينار طلا مىشود كه به گفتهء ابن اثير و ابن كثير بهرهء هريك از سواركاران از آن غنيمت سه هزار درهم نقره مىشود و بهرهء پيادگان هزار درهم . « 3 » و ابن ابى الحديد مىنويسد : همهء آنچه را در فتح آفريقا در مغرب و از طرابلس غرب تا طنجه به غنيمت گرفته شده بود ، يك‌جا به ابن ابى سرح بخشيد بدون آنكه هيچ‌يك از مسلمانان را در آن با او شريك نمايد . « 4 »
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة : 4 / 220 . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 259 . ( 3 ) . اسد الغابة : 3 / 173 ؛ البداية و النهاية : 7 / 152 . ( 4 ) . شرح نهج البلاغة : 1 / 67 .