تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
1 - دادن سيصد هزار سكه به او كه از مال آزادش نبوده . 2 - بخشيدن شتران صدقات تنها به او . 3 - تيول دادن به او آنچه را رسول ، صدقه براى عامهء مسلمانان گردانيده بود . من نمىدانم كه اين مرد از كجا شايستگى اين همه بخشش‌هاى كلان را يافته و چرا آنچه رسول بر همهء اهل اسلام تصدق كرده بود ويژهء وى گرديده و ديگران از آن محروم گرديده‌اند ؟ اگر خليفه از مال پدرش هم به اين اندازه به وى مىبخشد بسيار زياد بود ، زيرا كه مىبايست به نيازمندىهاى مسلمانان و سپاهيان و مرزداران ايشان برسد چه رسد كه مىبينيم آن را از مالى پرداخت كرده كه متعلق به خودش نبوده و مال مسلمانان و از اوقاف و صدقات بوده و آن مرد هم از كسانى نبوده كه به نيكوكارى شناخته شده و در راه دعوت به دين و خدمت به اجتماع كوشش‌هايى ارزنده كرده باشد تا بتوان احتمال داد كه از كسانى است كه شايستگى عطاى بيشترى دارند . و تازه گرفتيم كه قطعا چنان شايستگىاى در او بوده ، ولى باز هم بايد آن زيادتى حقوق از محلى به وى داده شود كه خليفه حق تصرف در آن را داشته باشد نه به وسيلهء دستبرد زدن به آنچه نبايد تغيير كند . و نه با تيول دادن آنچه را پيامبر صدقه گردانيده و آن را وقف عموم مسلمانان قرار داده بود كه هيچ‌كس حق خصوصى در آن ندارد و نمىتواند ديگران را از آن محروم دارد و كسانى كه پس از شنيدن چگونگى آن ، دگرگونش گردانند . پس گناه آن تنها بر گردن كسانى است كه آن را دگرگون مىگردانند . پس هيچ مجوزى براى اين نيكوكارىهاى خليفه ( يا بگو تبهكارىهايش ) نمىماند ، مگر پيوند دامادى او با حارث و بستگى خويشاوندىاش ، زيرا كه پسر عموى او بوده . و اينك ترا مىرسد كه در رفتار هريك از اين دو خليفه بنگرى : 1 - از آنچه عثمان انجام داده آگاه شدى . 2 - سرور ما على عليه السّلام كه آن روز برادرش عقيل مىآيد و از او مىخواهد كه يك پيمانه گندم بيش از آنچه براى او مقررى گذاشته‌اند به وى ببخشد تا در زندگى خود و خانواده‌اش گشايشى پديد آيد و على عليه السّلام آنچه را حق برادرى و تربيت بر گردن وى بود