تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
يكديگر كرد ، رسول از آن خمس نه چيزى ميان نوفليان بخش كرد و نه ميان زادگان عبد الشمس با آنكه آن را ميان هاشميان و مطّلبيان بخش كرد . « 1 » چه گران است بر خدا و رسول او كه سهم خويشان رسول را به لعنت شده و طرد شدهء او بدهند با آنكه پيامبر او و خاندانش را از خمس محروم داشته است . خليفه چه عذرى داشت كه خود را از دستور كتاب خدا و سنت پيامبر كنار كشيد و چرا خويشان خود ، زادگان شجره‌اى را كه در قرآن برايشان لعنت شده ، برتر از نزديكان پيامبر شمرد كه خدا در قرآن دوستىشان را واجب شناخته ؟ من نمىدانم و خدا از پس و پشت آنان حسابگر است .

33 - تيول‌هايى كه خليفه به حارث داد و بذل و بخشش‌هايش به او

به گزارش بلاذرى خليفه به حارث بن حكم بن ابى العاص و برادر مروان و شوهر دختر خودش ، عايشه سيصد هزار درهم داد « 2 » و هم به گزارش او شترانى را كه به صدقه گرفته بودند براى عثمان آوردند و او آنها را به حارث بن حكم بخشيد . « 3 » ابن قتيبه و ابن عبد ربه و ابن ابى الحديد و راغب مىنويسند : پيامبر منطقهء بازارى در مدينه را كه معروف به مهزون « 4 » بود براى مسلمانان صدقهء جاريه گردانيد و عثمان آن را به تيول به حارث داد . « 5 » و حلبى مىنويسد : ده يك آنچه را در بازار يعنى : در بازار مدينه مىفروشند به حارث داد . « 6 » خليفه براى اين مرد سه كار كرد كه گمان نمىكنم ايراد وارد بر آن را بتواند جواب داد :
هامش
( 1 ) . صحيح ، بخارى : 5 / 28 ؛ الاموال ، ابو عبيد 331 ؛ سنن بيهقى : 6 / 340 ، 342 ؛ سنن ابو داود : 2 / 31 ؛ مسند احمد : 4 / 81 ؛ المحلى : 7 / 328 . ( 2 ) . الانساب : 5 / 52 . ( 3 ) . همان : 5 / 28 . ( 4 ) . در المعارف « مهزوز » ضبط شده و در شرح ابن ابى الحديد « تهروز » و در محاضرات ، راغب « مهزور » . ( 5 ) . المعارف 84 ؛ العقد الفريد : 2 / 261 ؛ شرح نهج البلاغة : 1 / 67 ؛ محاضرات : 2 / 212 . ( 6 ) . السيرة الحلبية : 2 / 87 .