تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
آرى ، مروان اين روش را به دو لحاظ برگزيده بود : يكى براى پيروى از شيوهء عموزاده‌اش عثمان و ديگر از اين‌روى كه او در خطبه‌اش به امير مؤمنان بد مىگفت و او را دشنام مىداد و لعنت مىكرد اين بود كه مردم از پاى منبرش مىپراكندند و او هم خطبه را بر نماز مقدم داشت تا پراكنده نشوند و سخنان سهمناكى را كه بر زبان مىآورد بشنوند و گفته‌هاى گناه‌آلود و هلاك‌كنندهء او به گوش ايشان برسد . « 1 » و از آنچه از سخن عبد اللّه بن زبير آورديم « 2 » ( همه سنت‌هاى رسول دگرگون شد حتى نماز ) روشن مىشود كه دگرگونى همه‌جانبه در سنت‌ها و بازىكردن هوس‌ها با آن ، فقط منحصر به مورد خطبهء پيش از نماز نبوده بلكه به بسيارى از احكام راه يافته است و پژوهشگرانى كه در ژرفناى كتب سرگذشت‌نامه و حديث فرورفته‌اند آنها را خواهند يافت . 3 - دشنام دادن مروان به امير مؤمنان عليه السّلام و اينكه به گفتهء اسامة بن زيد مردكى دشنام‌دهنده و هرزه‌گوى بوده است . « 3 » عامل اصلى اين جريان نيز عثمان بوده كه قورباغهء لعنت شده را بر امير مؤمنان گستاخ گردانيد ، همان روز كه به على گفت : بگذار مروان بر سر تو تلافى دربياورد . پرسيد : بر سر چه چيز ؟ گفت : سر اينكه به او بد گفتى و شترش را كشيدى و نيز گفت : چرا او ترا دشنام ندهد ؟ مگر تو بهتر از اويى ؟ « 4 » و گذشته از عثمان ، معاويه نيز مروان را تا هرجا كه زورش مىرسيد و عقلش قد مىداد بالا برد و او هم به بدترين شكلى از وى پيروى كرد و هرگاه كه بر فراز منبر قرار گرفت يا خود را در جايگاه سخنرانى يافت از هيچ‌گونه كوششى در تثبيت اين بدعت ( دشنام به على ) فرو نگذاشت و هميشه در اين كار ساعى بود و ديگران را به آن وامىداشت تا شيوه‌اى گرديد كه پس از هرنماز جمعه و جماعتى هم در هرشهرى كه كار آن با او بود رايج و متداوّل گرديد و هم ميان كارگزارانش در
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 164 - 171 . ( 2 ) . همان : 8 / 166 . ( 3 ) . الاستيعاب ، سرگذشت اسامه . ( 4 ) . داستان آن در همين جلد و هنگام سخن از سرگذشت ابو ذر مىآيد - ان شاء اللّه - .