آن را برگرفتم و ميان خويشانم بخش كردم . و مردم اين كار را بر او ناپسند شمردند . « 1 »
و بلاذرى از طريق واقدى آورده است كه ام بكر بنت مسور گفت : چون مروان خانهء خود را در مدينه ساخت مردم را به سور آن دعوت كرد و مسور نيز از مدعوين بود .
مروان هنگام گفتگو با ايشان گفت : به خدا كه براى ساختن اين خانهام يك درهم و بيشتر از مال مسلمانان خرج نكردهام . مسور گفت : اگر غذايت را مىخوردى و چيزى نمىگفتى برايت بهتر بود . تو با ما به جنگ افريقا آمدى و از همهء ما اموال و كمككاران و بردگانت كمتر بود و بارت سبكتر ؛ پس عثمان بن عفان - عثمان - خمس آفريقا را به تو بخشيد و ترا كارگزار صدقات گردانيد و تو اموال مسلمانان را برگرفتى . مروان شكايت او را به نزد عروه برد و گفت : با آنكه من او را اكرام مىكنم با من درشتى مىنمايد . « 2 »
ابن ابى الحديد مىنويسد : عثمان گفت تا صد هزار سكه از بيت المال به مروان دادند و دختر خويش امّ ابان را به همسرى او درآورد و زيد بن ارقم مأمور بيت المال با كليدهاى بيت بيامد و آن را پيش روى عثمان نهاد و بگريست . عثمان گفت : گريه مىكنى كه من صلهء رحم كردهام . گفت : نه ، ولى گريه مىكنم چون به گمانم تو اين مال را عوض مالى گرفتهاى كه در روزگار پيامبر در راه خدا خرج كردى . اگر صد درهم نيز به مروان بدهى زياد است . گفت : پسر ارقم ! كليدها را بينداز كه ما كسى جز ترا پيدا مىكنيم . و ابو موسى با ثروتهايى كلان از عراق بيامد و همهء آنها را عثمان ميان امويان بخش كرد . « 3 »
و حلبى مىنويسد : از جمله امورى كه مقدمهء نكوهش عثمان گرديد آن بود كه وى به پسر عمويش مروان بن حكم صد هزار و پنجاه اوقيه ببخشيد . « 4 »
هامش
( 1 ) . طبقات ، ابن سعد : 3 / 44 چاپ ليدن ؛ الانساب ، بلاذرى : 5 / 25 .
( 2 ) . الانساب : 5 / 28 .
( 3 ) . شرح نهج البلاغة : 1 / 67 .
( 4 ) . السيرة الحلبية : 2 / 87 .