درست كردى .
ابن قتيبه و ابو الفدا ، گزارشى بهگونهء بالا دارند « 1 » و بلاذرى نيز شعرهايى شبيه شعرهاى بالا را آورده و آن را از اسلم بن اوس بن بجرهء ساعدى خزرجى دانسته « 2 » و او همان است كه از دفن عثمان در بقيع جلوگيرى كرد و اين هم شعرها به روايت بلاذرى :
- به خدا ، پروردگار بندگان سوگند مىخورم كه خدا آفريدهاى را مهمل نگذاشت .
- آن لعنتى را خواندى و به خويش نزديك كردى و اين كار با شيوهء گذشتگان مخالف بود .
بلاذرى مىگويد : مقصود وى حكم پدر مروان است .
- و با ستمكارى در حقّ بندگان خمس ايشان را ، به مروان بخشيدى و چراگاه اختصاصى درست كردى .
- و مالى كه اشعرى از خراج و ماليات برايت آورد به كسى كه مىبينى رساندى ،
- امّا آن دو خليفهء درستكار هنگامى كه نشانههاى راه راست را كه علامت راهنما بر آن بود بيان كردند ،
- نه درهمى را از سر نيرنگ برگرفتند و نه درهمى را در راه هوس خرج كردند .
اشعار بالا را ابن عبد ربه نيز ياد كرده و از عبد الرحمن دانسته « 3 » و بلاذرى از طريق عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح غنايم زيادى به چنگ آورد . پس عثمان خمس غنايم را به مروان بن حكم بخشيد و در روايت ابو مخنف مىخوانيم كه وى : آن خمس را به مبلغ دويست هزار دينار طلا خريد و چون با عثمان به گفتگو پرداخت وى آن را به او بخشيد ولى مردم اين كار را بر عثمان ناپسند شمردند . « 4 »
و به گونهاى كه ابن كثير ياد كرده واقدى آورده است كه به طريق آفريقا با او مصالحه كرد با دادن دو هزار هزار دينار و بيست هزار دينار طلا و عثمان همهء آنها را با گشاده
هامش
( 1 ) . المعارف 84 ؛ تاريخ ، ابو الفداء : 1 / 168 .
( 2 ) . الانساب ، بلاذرى : 5 / 38 .
( 3 ) . العقد الفريد : 2 / 261 .
( 4 ) . الانساب : 5 / 27 ، 28 .