تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
درست كردى . ابن قتيبه و ابو الفدا ، گزارشى به‌گونهء بالا دارند « 1 » و بلاذرى نيز شعرهايى شبيه شعرهاى بالا را آورده و آن را از اسلم بن اوس بن بجرهء ساعدى خزرجى دانسته « 2 » و او همان است كه از دفن عثمان در بقيع جلوگيرى كرد و اين هم شعرها به روايت بلاذرى : - به خدا ، پروردگار بندگان سوگند مىخورم كه خدا آفريده‌اى را مهمل نگذاشت . - آن لعنتى را خواندى و به خويش نزديك كردى و اين كار با شيوهء گذشتگان مخالف بود . بلاذرى مىگويد : مقصود وى حكم پدر مروان است . - و با ستمكارى در حقّ بندگان خمس ايشان را ، به مروان بخشيدى و چراگاه اختصاصى درست كردى . - و مالى كه اشعرى از خراج و ماليات برايت آورد به كسى كه مىبينى رساندى ، - امّا آن دو خليفهء درستكار هنگامى كه نشانه‌هاى راه راست را كه علامت راهنما بر آن بود بيان كردند ، - نه درهمى را از سر نيرنگ برگرفتند و نه درهمى را در راه هوس خرج كردند . اشعار بالا را ابن عبد ربه نيز ياد كرده و از عبد الرحمن دانسته « 3 » و بلاذرى از طريق عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح غنايم زيادى به چنگ آورد . پس عثمان خمس غنايم را به مروان بن حكم بخشيد و در روايت ابو مخنف مىخوانيم كه وى : آن خمس را به مبلغ دويست هزار دينار طلا خريد و چون با عثمان به گفتگو پرداخت وى آن را به او بخشيد ولى مردم اين كار را بر عثمان ناپسند شمردند . « 4 » و به گونه‌اى كه ابن كثير ياد كرده واقدى آورده است كه به طريق آفريقا با او مصالحه كرد با دادن دو هزار هزار دينار و بيست هزار دينار طلا و عثمان همهء آنها را با گشاده
هامش
( 1 ) . المعارف 84 ؛ تاريخ ، ابو الفداء : 1 / 168 . ( 2 ) . الانساب ، بلاذرى : 5 / 38 . ( 3 ) . العقد الفريد : 2 / 261 . ( 4 ) . الانساب : 5 / 27 ، 28 .