تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
نيكو است ، براى آن كسان كه اميدوار به خدا و روز قيامت باشند و خدا را بسيار ياد كنند « 1 » ، يا مگر قبيله و خويشان او در نزد وى محبوب‌تر از خدا و رسول بودند با آنكه گفتهء قرآن در برابر وى بود : بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و خويشانتان و اموالى كه به دست آورده‌ايد و تجارتى كه از كساد آن مىهراسيد و مسكن‌هايى كه بدان خوش‌دليد نزد شما از خدا و پيغمبر او و جهاد در راه وى محبوب‌تر است ، انتظار بريد تا خدا فرمان خويش بيارد كه خدا گروه عصيان پيشگان را هدايت نمىكند . « 2 » وانگهى خليفه با چه مجوزى آن همه بخشش‌هاى كلان از حقوق و سهميه‌هاى مسلمانان را بر آن مرد روا داشت ؟ و آن هم پس از دادن سرپرستى به او در كار گرفتن صدقات كه شرط آن ، اعتماد به شخص و درستكار بودن اوست و لعنت شده ، نه درستكار است و نه مورد اعتماد . و پس از اينها از حكم و خليفه‌اى كه او را به كار گماشته مىپرسيم چه موجبى داشت كه اموال صدقات قضاعه را به مركز خلافت حمل كنند با اينكه بنا بر آنچه گذشت در سنت اسلام ، ثابت چنان است كه بايد آن را ميان فقراى همان محل بخش كنند و اقوال فقها نيز همين را مىرساند ، ابو عبيد مىنويسد : امروز همهء علما اجماع دارند بر پيروى از همان سنت‌ها و مىگويند : مردم هرشهرى از شهرها يا اهل هرآبى از آب‌ها تا وقتى كه در ميان خودشان نيازمند هست - يكى و بيشتر - سزاوارترند به استفاده از صدقات خودشان هرچند كار به آنجا كشد كه همهء صدقاتشان به هزينهء خودشان رسد و كارگزار صدقه وقتى برمىگردد چيزى به همراه نداشته باشد ، و احاديث هم كه آمده همين دستور را روشن مىكند . « 3 » سپس احاديثى ذكر كرده و مىنويسد : ابو عبيد گويد : همهء اين احاديث ، ثابت مىكند كه هرقومى به استفاده از صدقات خود سزاوارترند ؛ تا آنگاه كه ديگر نيازى به آن نداشته باشند و اين استحقاق خاص را كه براى ايشان در مقابل ديگر
هامش
( 1 ) . احزاب 33 / 21 . ( 2 ) . توبه 9 / 24 . ( 3 ) . الاموال 596 .