بر خلاف حكم كه در دورهء رسول و دو خليفهء نخست پرده از كارش برداشتند تا برادرزادهاش خواست او را از آن رسوايى برهاند و بدانگونه گويى يك دسته گياه خشك و تر آميخته را ميان مشتى مرغكان پياپى آينده بيفزود و كينههاى به خاك سپرده شده را به درآورد و نمايان ساخت و آنچه در حال فراموشى بود به يادها آورد .
وانگهى گيرم كه مصاحبت با پيغمبر ، بيمارىهاى جان و امراض دل را از ميان مىبرد ، ولى آيا دردهاى جسمانى را هم نابود مىكند ؟ در كتابهاى طب نديدهايم كه چنين اعجازى را براى آن ياد كرده و آن را از جمله دواهايى شمرده باشند كه براى دردى از دردها سودمند است و از جمله براى آن بيمارى سخت و درمانناپذير كه ابن حجر پنداشته است صرفا به خاطر مسلمان و صحابى بودن حكم نبايد در وى راه يابد و جايز دانسته است كه ابتلاى او به اين بيمارى ، پيش از پيوستنش به مسلمانان باشد ! كه زنده باد اين طب نوظهور !
بسيار ممكن مىنمايد كه اين بيمارى سخت و درمانناپذير از علل رانده شدن آن مرد از مدينه بوده و پيامبر نخواسته است كه ميان ياران او و در پايگاه پيامآورىاش فردى رسوا مانند او باشد .
گفتگو را كه با يكديگر به اينجا رسانديم و حكم و ارج او را كه در ادوار زندگىاش ، چه در دورهء مسلمانى و چه در دورهء جاهليت ، شناختيم . اينك اشعارى را بخوان كه سالم بن وابصه براى تقرب به معاوية بن مروان بن حكم سروده و گفته است :
- هنگامى كه يك روز امويان به افتخاركردن پردازند قريش خاموش مىماند و گويد آنان اندكان فضل و بخشند .
- و چون گفته شود : بهترينتان را بياوريد همه همداستان شوند كه بهترين همهء مردم حكم است .
- مگر نه شما زادگان مروان ، باران كشور ماييد و آن هم هنگامى كه سال قحطى از پر شدن مشكها جلوگيرى مىكند .
سبحان اللّه ! چه خواهد بود ارزش آدميانى كه بهترينشان حكم باشد و چه حكمى
الغدير ( فارسى ) — صفحة 367
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٦٧