تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
و امير مؤمنان چنان كه مىدانى اعلم همهء صحابه است و اعلم همهء مسلمانان ، و دروازهء شهر علم پيامبر ، و وارث علم پيامبر اكرم كه خود او صلّى اللّه عليه و آله به اين فضيلت وى تصريح كرده است . پس اى كاش كه آن دو خليفه نيز دربارهء حكم اين مسأله به وى رجوع مىكردند و به صورتى كه در بسيارى از دشوارىها عمل كردند و درماندند از پيش خود فتواى بىدليل نمىدادند و آخر آن دو را - با آن پايه و مايه كه مىشناسيم - چه به اينكه به حل مشكلات پردازند و اين چه رأيى است داده‌اند كه تودهء پيروانشان ازآن‌رو گردانده‌اند ؟ و تازه چه بسيار نظايرى هم براى اين رأى توان يافت . و آنگاه پيامبر بزرگ چگونه دستور مىدهد از مردمانى كه موازين نظرياتشان در زمينهء دين خدا اين است و بهرهء ايشان از دانش به اين اندازه است پيروى كنند ؟ و چگونه مىگويد : بر شما باد پيروى از سنت من و سنت خلفاى راشدين و هدايت‌يافته ؛ چنگ در دامن آن بزنيد . « 1 » دو صاحب دعواييم كه يكى از ما بر ديگرى ستم كرده است ، ميان ما به حق حكم كن و جور مكن . « 2 »

19 - خليفه حكم خدا را از أبىّ فرا مىگيرد

بيهقى در السنن الكبرى به اسناد از ابو عبيده آورده است كه عثمان به نزد أبى فرستاد و پرسيد : مردى زنش را طلاق داده و سپس در هنگامى كه او براى بار سوم خون ديده با وى درآميخته ، اينك تكليفش چيست ؟ أبى گفت : به نظر من تا آنگاه كه از سومين خون پاك نشده و نماز بر او واجب نشود ، شوهر به گرفتن او سزاوارتر است . « 3 » راوى گفت : فكر نمىكنم كه عثمان جز همين نظر را به كار گرفته باشد . صريح روايت آن است كه خليفه حكم اين مسأله را نمىدانسته تا آن را از أبى آموخته و فتواى او را به كار گرفته و بىترديد آموزگار وى از خودش بهتر است ، پس چرا پايگاه خود را به او يا كسى برتر از او وانگذارده - كه برتر از هردانايى ، دانايى هست - و اگر كار
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 330 . ( 2 ) . ص 38 / 22 . ( 3 ) . السنن الكبرى : 7 / 417 .