ابن حجر در فتح البارى مىنويسد : راستى اينكه حنفيان مىگويند : خواندن سورهء حمد واجب است با اين همه - بر پايهء اساس خويش - بر آن رفتهاند كه هرچند واجب است با نخواندن آن هم نماز درست است چون وجوب آن ، از سنت پيامبر گرفته شده و آنچه را درست بودن نماز جز با آن پذيرفته نيست ، تنها از راه آنچه در قرآن آمده مىتوان دريافت و بس و آنگاه كه خداى متعال گويد : آنچه از آن بتوانيد ، بخوانيد . پس آنچه قرآن - به تنهايى - بايسته مىشمارد خواندن آن اندازه است كه شدنى باشد و وجوب خواندن سورهء حمد را از راه سخن پيامبر دريافتهايم . پس هرچند پذيرفتن آن ، بايسته است و سرباز زدن از آن گناه دارد ، باز با نخواندن آن هم نماز درست است . زمينهچينى براى اين گونه برداشتها براساس انديشهاى تباه است و بازده آن نپذيرفتن بسيارى از سنتهاى پاك پيامبر و آن هم بىپشتوانه و دستافزارى روشن ، كه چه بسيار جاىها شارع مىگويد : اين بسنده نيست ، اين پذيرفته نيست ، اين درست نيست ، و آنگاه كسانى كه به اين انديشه چسبيدهاند مىگويند : نه ، اين بسنده است ، پذيرفته است ، درست است . و براى همينها بوده كه گذشتگان ، از دارندگان رأى پرهيز مىكردهاند .
سخنان بالا را شوكانى هم ياد كرده است . « 1 »
و با نگرش به ارجى كه در گزارشها به خواندن سورهء حمد در همهء نمازها داده شده ، و نيز با پذيرفتن نماى اين گزارش : جز با خواندن سورهء حمد ، نماز درست نيست . كسانى از بزرگان اهل سنت بر آن رفتهاند كه خواندن آن بر مأموم نيز همهجا - يا در نمازهايى كه بايد آن را بلند خواند - بايسته است . ترمذى مىنويسد : علما در اينباره كه آيا مأموم هم بايد حمد و سوره را بخواند يا نه ، همداستان نيستند . پس بيشتر علما از ياران پيامبر و پيروان از ايشان بر آن رفتهاند كه پشت سر امام جماعت هم بايد حمد و سوره را خواند و مالك و ابن مبارك و شافعى و احمد و اسحاق نيز بر اين رفتهاند و آوردهاند كه عبد اللّه بن مبارك گفت : من هم هنگامى كه مأموم باشم حمد و سوره را مىخوانم و هم مردم - بهجز گروهى از كوفيان - و بر آنم كه هركس آن را نخواند نمازش درست است . و گروهى از
هامش
( 1 ) . نيل الاوطار : 2 / 230 .