تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
مىتوان از خود آن معنايى - ناساز با آنچه مىنمايد - بيرون كشيد . با اين همه ، ابو حنيفه بر آن رفته است كه او را مىتوان كشت ، زيرا مىگويد : عبارتى كه در سورهء مائده آمده عام است . « 1 » امينى گويد : مقصود وى از عبارت مائده همان است كه خداى متعال گويد : و بر ايشان در تورات نوشتيم كه جان در برابر جان و چشم در برابر چشم و بينى در برابر بينى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و زخم زدن‌ها را سزايى مانند خود آن بايد داد . « 2 » و آنگاه در برابر سخنان يك پهلو و روشنى كه - بودن آن از پيامبر - درست و آشكار شناخته شده ، كسى كه به اجتهاد پرداخته ، اين اندازه ندانسته كه عام بودن آيه از تخصيص آن - به يارى دست‌افزارهاى ديگر - جلوگيرى نمىنمايد چنانچه خود او از ديدگاه‌هاى گوناگون براى آن مخصص آورده و در پاسخ دستاويز سست وى بسيارى از آيين‌شناسان به گفتگو پرداخته‌اند و پيشاپيش ايشان امام شافعى گفتگويى را كه ميان او و يكى از ياران ابو حنيفه رفته است آورده : گوييم : ما نمىخواهيم با پشتوانه‌اى مايه‌دارتر از سخن خودت كه مىگويى اين آيه عام است با تو گفتگو كنيم ، زيرا تو مىپندارى كه آن ، هم پنج دستور جداجدا را دربر دارد و هم يك دستور ششمى كه همه را دربر مىگيرد . و بدين‌گونه با همهء چهار دستورى كه پس از دستور نخستين بود ناسازگارى نمودى و دستور پنجم و ششم جمع آن در دو جا است : مرد آزاد كه بنده‌اى را بكشد و مرد كه زنى را بكشد . پس گمان بردى كه نه چشم و گوش و بينى آزاد را در برابر چشم و گوش و بينى برده ، نه هيچ زخمى را كه مرد به زن زده مىتوان به خود او زد و نه هيچ زخمى را كه آزاد بر برده زده . راستى كه نخست به چيزى آغاز كردى و پنداشتى كه آن را دست‌افزار گردانيده‌اى كه مرد چون بنده‌اش را بكشد به خون او كشته نمىشود و فرزند خود را هم كه بكشد به خون او كشته نمىشود و چون كسى را كه زينهار گرفته ، بكشد به خون او كشته نمىشود با آنكه همهء اين خون‌ها ريختن آن ناروا است . « 3 »
هامش
( 1 ) . تفسير ابن كثير : 1 / 210 . ( 2 ) . مائده 5 / 45 . ( 3 ) . كتاب الام : 7 / 295 .