تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
هرچند كه آن سخنان ننگين را خوش ندارند زيرا اين سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را كه از زبان ابن عبّاس و امّ سلمه بازگو شده - و به درست بودن شناخته گرديده - به ياد داشتند كه : هر كه على را ناسزا گويد براستى مرا ناسزا گفته و هركه مرا ناسزا دهد خدا را دشنام داده است . « 1 » پيشوايان گزارش‌هاى درست آورده‌اند كه ابو سعيد خدرى گفت : روز جشنى مروان منبر را بيرون برد و آغاز به سخنرانى كرد ، پس مردى برخاست و گفت : مروان ! با سنّت پيامبر ناسازگارى نمودى و روز جشن منبر را بيرون بردى - با آنكه بيرون برده نمىشد - و پيش از نماز به سخنرانى برخاستى ، با آنكه آن را پيش نمىانداختند . مروان گفت : آن كارى بود كه رها شده است . ابو سعيد گفت : دربارهء اين مرد بايد بگويم : كه آنچه بر وى بايسته بود انجام داد ، زيرا از رسول خدا شنيدم كه مىگفت : هركس كار ناروايى ببيند پس اگر به نيروى بازوى خود بتواند آن را دگرگون گرداند ، با نيروى بازوى خود آن را دگرگون سازد و اگر نتوانست ، با زبانش و اگر با زبانش هم نتوانست با دلش و اين كمترين كارى است كه از مؤمنان بايد خواست . و براساس گزارش شافعى كه در كتاب الام از زبان عياض بن عبد اللّه بازگو شده ، ابو سعيد خدرى گفت : مروان به سوى من و مردى كه او را نام برد فرستاد و ما را برد تا به نمازگاه رسيد ، پس برفت تا بر فراز منبر شود من او را به سوى خود كشيدم ، او گفت : ابو سعيد ! آنچه تو مىدانى رها شده . ابو سعيد گفت : من سه بار آواز دادم و گفتم : به خدا سوگند كه جز بدتر از آن را نياورده‌ايد . و براساس گزارش بخارى در صحيح : در جشن فطر - يا قربان - همراه با مروان كه فرماندار مدينه بود بيرون شدم ، پس چون به نمازگاه رسيديم ناگاه منبرى را كه كثير بن صلت ساخته بود ديديم كه مروان مىخواست پيش از نماز گزاردن بر آن بالا رود ، من جامه‌اش را كشيدم و او مرا كشيد و بالا رفت و پيش از نماز سخنرانى كرد ، پس به او گفتم : به خدا سوگند دگرگونى پديد آورديد . گفت : ابو سعيد ! آنچه تو مىدانى گذشته . پس
هامش
( 1 ) . المستدرك : 3 / 121 و به زودى پشتوانه‌ها و سندهاى آن را خواهيد ديد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 241 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى