آن كوچ كردهام ، دورى نمىگزينم . « 1 »
ابن قيم نيز از راه ديگرى ياوه بودن بهانهء بالا را روشن كرده است . « 2 »
بهانهء چهارم : عثمان پيشواى مردم بوده و پيشوا هرجا كه فرود آيد ، در مرز كار و فرمانروايى و سرپرستى اوست و همچون ميهن وى به شما مىرود .
پشتوانهء دستور يك دين را خود آن دين بايد بشناساند نه ديدگاههاى ساختگى ، و پيشوا در پيروى از دستورها به همان اندازه ناگريز است كه مردمان كوچه و بازار و از اين هم بالاتر از آنكه : او بيشتر از ديگران بايد در پيروى از آيينها و نهادهاى كيش خود كوشا باشد تا مردم نيز رفتار او را برنامهء خويش گيرند و او را راهبر خود شناسند و او هرچند كه مرز فرمانروايى و كار و سرپرستىاش به همهء جهان يا دست كم به همهء شهرهايى كه زير فرمان اوست مىرسد ، باز هم دستور آيين ما بستگىاى به اين زمينه ندارد و تنها بسته است به پشتوانههايى كه خود آيين شناسانده پس اگر در جايى خواست ماندگار شود بايد دستورى را كه دربارهء ماندگار است به كار بندد و اگر آهنگ ماندگار شدن ندانست بايد به دستورى كه دربارهء مسافران رسيده رفتار كند چنانچه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بىچونوچرا پيشواى همهء آفريدگان بود و با اين همه ، نماز خود را در سفرهايش شكسته مىخواند و هيچكس نگفته است كه او در مكّه يا عرفات يا منى و ديگر جاها نماز را چهار ركعت مىخوانده زيرا او نيز پيرو همان برنامهاى بوده كه براى همهء پيروانش نهاده است . « 3 »
گذشته از اينها ديديم كه بزرگترين پيامبران و نيز ابو بكر و عمر بن خطاب آواز برمىداشتند كه : « اى مردم مكّه ، شما نمازتان را شكسته نخوانيد كه ما مسافرانيم » و اين مىرساند كه دستور به شكسته خواندن و نخواندن نماز براى آن آوازدهندهء بزرگوار و براى كسانى كه پس از او پايگاه جانشينىاش را گرفتند نيز هست .
و تازه اگر كار عثمان در شكسته نخواندن نماز با پشتگرمى به بهانهء بالا بوده بايستى
هامش
( 1 ) . الفتح البارى : 2 / 457 ؛ نيل الاوطار : 3 / 260 .
( 2 ) . زاد المعارف : 2 / 25 .
( 3 ) . پاسخ ابن قيم در زاد المعاد ؛ فتح البارى ، ابن حجر : 2 / 453 .