آبادانى بايد پيش برود كه خليفه براساس آن ، دستور خدا را دگرگون گرداند ؟ و به چه اندازه آن را دگرگون مىگرداند ؟ من نمىدانم .
بهانهء دوم : عثمان سه روز در مكّه درنگ كرد و پيامبر فرمود : « كسانى كه با من از مكّه كوچيدهاند و اكنون به ديدار آن آمدهاند ، پس از به جا آوردن برنامهء حج سه روز در آنجا ماندگار شوند » . همانطور كه مىبينيم ، پيامبر چنين كسانى را ماندگار ناميد ، با آنكه ماندگار را نمىتوان مسافر شمرد « 1 » در روايت مسلم آمده كه پيامبر فرمود : « كسانى كه با من از مكّه كوچيده و اكنون به ديدار آن آمدهاند ، پس از انجام برنامهء حجّ سه روز در آنجا درنگ كنند » طبق روايت بخارى : « براى كسانى كه با من از مكّه كوچيده و اكنون به ديدار آن آمدهاند ، پس از روز چهارم از جشن قربانى ، ماندن سه روز در آنجا نيكوست » . « 2 »
پاسخ : راستى براى اينكه مسافر بتواند نماز خود را شكسته نخواند ، تنها اين اندازه بس نيست كه نام « ماندگار » بر او راست آيد ، زيرا گفتگو بر سر دستور خدايى است نه بر سر يك واژه . البته از سنّت ارجمند پيامبر هم برمىآيد كه هنگام سفر تنها در جايى مىتوانيم نماز را شكسته نخوانيم كه مدت معينى در آنجا ماندگار شويم و اگر بخواهيم كمتر از آن بمانيم ، راهى جز شكسته خواندن نماز نيست ، و دربارهء مكّه نيز دستور ويژهاى نرسيده تا با پشتگرمى به آن از شيوهء رسول روى برتابيم . ماندگار شدنى هم كه پديد آورندهاش بهانه و دستاويز گرفته ، بيش از درنگى كوتاه در مكّه نبوده كه براى مهاجران روا شناخته شد ، آن هم به خاطر پيشينهها و قرابت و دلبستگىهايى بوده كه در آنجا داشتند ، امّا خود هيچ بستگىاى به آنگونه ماندگار شدن كه دستور شكسته نماز خواندن را از گردن كسى برمىدارد نداشت ، زيرا به گونهاى كه هردو در صحيح آمده ، « 3 » پيامبر ده روز در مكّه ماند ، و به گونهاى كه در ديگر روايات آمده از ده روز هم بيشتر « 4 » ، با
هامش
( 1 ) . اين بهانه را نيز ابن قيم در زاد المعاد كه در حاشيهء شرح مواهب ، زرقانى : 2 / 24 چاپ شده ، ياد كرده و با گفتارى كوتاه آن را ارزيابى نموده است .
( 2 ) . الفاظ اين حديث را در تاريخ بغداد : 6 / 267 - 270 مىتوان يافت .
( 3 ) . صحيح بخارى : 2 / 153 ؛ صحيح مسلم : 1 / 260 .
( 4 ) . المحلى ، ابن حزم : 5 / 27 .