تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
در ميان مردم بانگ دردهد كه : اين برنامه ، تنها براى كسى است كه مقام پيشوايى دارد و ديگران همه بايد نماز خود را شكسته بخوانند ، و گرنه او با كار خود مردم را به پرتگاه نادانى مىافكند و با روشن نساختن چون و چند آن ، انگيزه مىشد كه نمازشان نادرست گردد ، پس چون آواز به اين آگهى برنداشت و چنين بهانه‌اى را دست‌آويز كار خود در برابر خرده‌گيران نگردانيد درمىيابيم كه او چنين خواستى نداشته و كسانى از ياران پيامبر هم كه از وى پيروى نمودند چنين بهانه‌اى را دستاويز كار او نگردانيدند و چنانچه گذشت تنها انگيزهء ايشان در پيروى از وى دچار نشدن به كار زشت ناسازگارى بوده و اين مىرساند كه كار او در چشم ايشان به خودى خود درست نبوده است . بهانهء بالا در بىاساسى مانند همان دستاويزى است كه براى عايشه ساخته‌اند و بر كار او كه نماز را در سفر چهار ركعت مىخوانده به اين‌گونه ماله كشيده‌اند كه - چنانچه ابن قيم يادآورى كرده است - وى امّ المؤمنين بوده پس هرجا فرود مىآمده ميهن وى شمرده مىشد « 1 » كه بايد پرسيد كه اگر اين دستور ويژه براى امّ المؤمنين است بايستى كه مادر بودن او از پدر بودن پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله گرفته شده باشد زيرا روان گردانيدن يك دستور بر كسى كه اساس كار شمرده مىشود بسيار سزاوارتر است تا كسى كه از شاخ و برگ‌هاى آن است و آنگاه ما مىدانيم كه رسول خدا در همان سفرهايش نماز را شكسته مىخواند . و چه بايد كرد با كسانى كه دگرگون ساختن دستور خدا را با چنين ياوه‌سرايىها آسان مىگيرند و با آنان كه بهانه تراشيدن براى ديگران را ساده مىپندارند كه به ناسازگارى با هردستور از دستورهاى كيش ما برخيزند و انگيزه‌اى هم ندارند جز برداشتى كه از مغزشان گذشته ! يا لغزش‌گاهى كه در آن افتاده‌اند يا سياست روز كه به اين كار وادارشان كرده ، و شگفتى من از روش دانشمندانى به پايان نمىرسد كه ماننده‌هاى اين ياوه‌ها را خوش مىدارند و در نوشته‌هايشان فراهم مىآورند و همچون افسانه‌هايى براى آيندگان برجاى مىنهند تا خود را مايهء ريشخند و افسوس ايشان گردانند . بهانهء پنجم : شكسته خواندن نماز براى مسافر كارى واجب نيست و گردن نهادن و
هامش
( 1 ) . زاد المعارف : 2 / 26 .