فرود آمدن اين آيه را دربارهء ابو طالب دانستن ، بيهوده و خود از ديدگاههاى فراوان نادرست است :
1 - كسى كه روايت را از ابن عباس گرفته و به حبيب بن ابى ثابت رسانده ، ناشناخته است و آنگاه در ميان كسانى كه خود را بازگوكننده روايات ابن عباس مىشمردهاند ، چه بسيارند راويانى كه به سخن ايشان اعتماد نتوان كرد و شايد اين مرد ناشناس نيز يكى از ايشان باشد .
2 - حبيب بن ابى ثابت نيز تنها كسى است كه اين روايت را از زبان او بازگو كرده و هيچ كس ديگر آن را نياورده و تنها روايت او را نيز نمىتوان پيروى كرد ، هرچند گيريم كه او خودبخود به گونهاى بوده كه به سخنش مىتوان پشت گرمى داشت ، زيرا ابن حبّان مىگويد كه وى كاستى روايتها را پوشيده مىداشته و عقيلى مىگويد : ابن عون بر او خرده گرفته و او را از زبان عطاء رواياتى است كه درخور پيروى نيست . قطان مىگويد : او را جز از زبان عطاء نيز رواياتى است كه در خور پيروى نيست و محفوظ شمرده نشده است . آجرى نيز آورده است كه ابو داود گفته : حبيب را از زبان عاصم بن ضمره ، روايتى درست نيست و ابن خزيمه نيز گفته كه او كاستى روايتها را پوشيده مىداشته است « 1 » .
تازه ما دربارهء بودن سفيان ثورى در سند روايت به خردهگيرى نپرداختهايم و سخن آن كس را كه گفته : وى كاستى روايتها را پنهان مىكرده و از دروغگويان روايت مىكرده « 2 » ناديده گرفته و با اعتماد به آن ، بر وى نتاختهايم .
3 - اگر روايت ديگرى را كه از راه سندهاى گوناگون و به هم پيوسته و درست از ابن عباس رسيده و بسى استوار و روشن است مشاهده كنيم مىبينيم با اين پندار نمىسازد ، زيرا بنا به روايت طبرى و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابن مردويه از طريق على بن ابى طالحه و عوفى ، از ابن عباس ، آيهء ياد شده دربارهء بتپرستانى فرود آمده كه مردم را از گرويدن به محمّد بازمىداشتند و خود نيز از او دورى و كنارهگيرى
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب : 2 / 179 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 396 .