تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
به سايه نرود و سخن نگويد و همچنان ايستاده باشد . گفت : بايد سخن بگويد و به سايه رود و بنشيند و روزه‌اش را تا پايان روز داشته باشد « 1 » . همچنين پيامبر گفت : كسى را نرسد ميان خود و خدا پيمان بندد كه كارى را انجام برساند مگر كارى باشد براى خشنودى خداى تعالى « 2 » . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : پيمان بستن ميان خود و خدا براى انجام كارى بر دوگونه است : اگر كسى پيمان فرمانبرى از خدا بندد ، آن پيمان خدايى است و بايد به كار بسته شود و اگر پيمان نافرمانى از خدا بندد ، آن پيمان اهريمنى است و نبايد به كار بسته شود « 3 » . براساس آنچه گذشت ، آيا براى پيمان بستن ميان خود و خدا در انجام يك كار ، نبايستى به جا آوردن آن برتر از انجام ندادنش باشد ؟ و آيا نبايستى خواست انجام دهنده از به جا آوردن آن ، خشنودى خدا باشد و راه يافتن و نزديك شدن به آستان پاك او ؟ و آيا نبايد پيمان بستن به گونه‌اى باشد كه بشود هنگام بستن آن بگوييم برگردن من است كه چنان‌كارى را براى خدا بكنم ؟ اكنون كدام برترى هست در دف زدن زنى بيگانه در برابر مردى بيگانه ؟ و در آوازه‌خوانىاش و دست‌افشانى و پايكوبىاش رو در روى او ؟ مگر آنكه كسى بگويد : آن زنك يا مسجد بزرگ‌ترين پيامبران ، آن نارواها را روا ساخته ! يا گزاف‌گويى در فضايل خليفه روا دانسته است كه چنين ياوه‌هايى بافته شود .

نظر عمر دربارهء آوازه‌خوانى

اگر به شگفت بيايى جا دارد ، زيرا هرچند آن داستان‌هاى خنده‌آور نشان مىدهد كه عمر آوازه‌خوانى را ناخوش مىداشته ، امّا عينى در التمهيد به خامهء ابو عمر نگارندهء استيعاب ، عمر را از كسانى مىشمارد كه آوازه‌خوانى را كارى شايسته مىداند ، همچون
هامش
( 1 ) . سنن ابن ماجه : 1 / 655 ؛ صحيح البخارى : 9 / 247 ؛ سنن ابى داود : 2 / 79 ؛ سنن بيهقى : 10 / 75 . ( 2 ) . به گونه‌اى كه در تيسير الصول : 4 / 281 ، آمده روايت بالا را ابو داود آورده است و بيهقى نيز در السنن الكبرى : 10 / 75 آن را روايت كرده . ( 3 ) . اين روايت را به گونه‌اى كه در تيسير الوصول : 4 / 281 آمده ، نسائى نيز آورده است .