بازيگرى زنان سياه را ببيند . سپس گويد : دانشوران از گزارش آنها دستورهاى بسيار دريافتهاند و چه بزرگ است فرخندگى آن .
آيا اين مرد مىخواهد انگيزهاى براى سرفرازى عايشه دست و پا كند ؟ يا لغزشى به شوهر وى بندد ؟ آيا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در كارهاى شايسته در پى خشنودى وى بوده ؟ يا اينكه در پى رفتن ، دامنهاى فراختر از اين مرز داشته ؟ كه بايد از اين سخن به خدا پناه برد . آيا مىشود بگوييم كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تا جايى در پى خرسندى او بوده كه در اين راه ، آيين خدايىاى را هم كه خود آورده بود ، زير پا مىگذاشت ؟ چه دستورى است كه از چنين دستآويز پست و ناچيز به دست آيد ؟ آفرين بر اين نويسنده ! و زهى دانشورانى كه بدينگونه دستورها را به دست مىآورند ! و خدا هرگز بر اين دستاوردهاى نامبارك نيفزايد .
وانگهى آيا پيمان بستن با خدا ، ناروا را روا مىسازد كه پيمان آن آوازهخوان با خدا درست باشد ؟ مگر در سخن گرامى پيامبر نيامده است كه : روا نيست آدميزاد با خدا پيمان بندد كه گناهى بكند يا آنچه را كه در دسترس او نيست ، انجام دهد .
و نيز هركه با خدا پيمان بندد كه فرمانبرى او نمايد ، بايد فرمانبرى نمايد و هركه با خدا پيمان بندد كه از فرمان او سر بپيچد ، نبايد چنين كند « 1 » .
عقبة بن عامر گفت كه خواهرم با خدا پيمان بست كه بىكفش و بىروسرى راه برود و چون من اين را با رسول خدا در ميان نهادم ، گفت : به او بگو كفش بپوشد و روسرى ببندد « 2 » .
و از زبان ابن عباس آوردهاند كه پيامبر خدا در مكّه به مردى گذشت كه در آفتاب ايستاده بود و پرسيد : اين را چه شده ؟ گفتند : با خدا پيمان بسته كه روزه بگيرد و تا شب
هامش
( 1 ) . صحيح البخارى : 9 / 245 ، 246 ؛ صحيح الترمذى : 1 / 288 ؛ سنن ابن ماجه : 1 / 653 ؛ سنن ابى داود :
2 / 87 ؛ سنن نسائى : 7 / 17 ؛ سنن بيهقى : 10 / 75 .
( 2 ) . سنن ابن ماجه : 1 / 654 ؛ سنن نسائى : 7 / 20 ؛ صحيح الترمذى ، براساس تيسير الوصول : 4 / 279 ؛ سنن بيهقى : 10 / 80 .