در من پديد نيامد تا خداوند مرا به پيامبرىاش گرامى داشت « 1 » .
ماوردى مىنويسد : هنگامى كه پيش از برانگيخته شدن ، پاكدامنى و بركنارىاش از همهء گناهان بدينگونه بوده و به اين اندازه از آلودگىهاى روزگار جاهلى دورى مىگزيده ، بايستى پس از برانگيخته شدن ، برتر از اين باشد و از آلودگىهاى دور تر . در بايستگى اين چگونگىها براى او همين بس كه اگر بگذارند ، بايد از برترين برگزيدگان شود و اگر بر جاى خود رهايش كنند ، از پرهيزكاران نيكوكار و از بزرگترين پيامبران در نزد خداى تعالى گردد . آنگاه كه رسول خدا شد ، سرشتى سره و پالوده داشت و ديدى و الا ، و خداى تعالى هنگامى او را فرستاد كه پيشتر او را سره و ناب خالص گردانيده و از آلايشها پاك ساخته بود تا گمانهاى نادرست دربارهء او نرود و در چشم اين و آن كوچك و سبك ننمايد و تا مردمان با شتاب بيشترى سخن او را بپذيرند و فرمانبرى از او را بهتر گردن نهند « 2 » .
اكنون با من بياييد تا از حكيم ترمذى كه زمينهء روايتها را با آب و تاب دگرگونه مىنمايد و سخن او در همين كتاب گذشت « 3 » ، بپرسيم : چگونه پيامبرى را ويژهء محمّد صلّى اللّه عليه و آله شناخته و مهربانى را ويژهء ابو بكر و درستى را ويژهء عمر كه پنداشته است راه گشودن گرههاى كور را نموده يا تخم دو زرده كرده ! كدام پيامبرى است كه از حق جدا باشد ؟ و كدام پيامبر است كه از صاحب حق پستتر باشد ؟ و كدام حقى است كه عمر برگزيده و شناخت آن براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دست نداده است ؟
و باز با من بياييد تا رستاخيز ديگرى را كه زركشى برپا كرده ، بنگريم ، آنجا كه در ميان ويژگىهاى عايشه يكى هم اين را ياد مىكند كه : براستى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در پى خشنودى او بوده ، چه هنگامى كه او به بازى مىپرداخت و چه آنگاه كه خود در روى او ايستاد تا
هامش
( 1 ) . دلائل النبوة ، ابو نعيم : 1 / 58 ؛ اعلام النبوة ، ماوردى 140 ؛ تاريخ طبرى : 2 / 196 ؛ الكامل ابن اثير :
2 / 14 ؛ عيون الاثر ، ابن سيد الناس : 1 / 44 ؛ تاريخ ابن كثير : 2 / 287 ؛ الخصايص الكبرى : 1 / 88 ؛ السيرة الحلبية : 1 / 132 .
( 2 ) . اعلام النبوة 140 .
( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 8 / 65 .