قرآنشناسى ، داناتر و در بررسى آيين ، نيكوتر باشد « 1 » .
در اينجا سخن را به درازا نمىكشانيم و تنها سفارش مىكنيم كه مطالبى را كه در جلد ششم همين كتاب آمده ، بخوانيد « 2 » كه مطالعهء آن ، پژوهشگران را از پرنويسى در اينجا بىنياز مىسازد و آنگاه تو كه در برابر سخنان بالا سر فرود مىآورى ، آيا از اين مطالب چيزى مىدانى ؟ و آيا نتيجهء آن بررسى گسترده را دريافتهاى يا نه ؟
- اگر نمىدانى ، اين خود گرفتارى و دردسرى است و اگر مىدانى كه دردسر بزرگترى است .
و تو نيك مىدانى كه بافتههاى بالا با داستانهاى شگفتآورى كه سرگذشتنامهها دربارهء دانش عمر آوردهاند ، سازشى ندارد و سزاوار همان است كه سخنان خود او را دربارهء دانش خويش پشتوانه بگيريم « 3 » ، و روشنى رويدادها را آشكار گردانيم ، چرا كه آدمى بر خويشتن خويش بيناست « 4 » .
2 - عمر از همهء ياران پيامبر ، قرآندانتر و دينشناستر است
از زبان رسول خدا آوردهاند كه گفت : به من دستور داده شد كه قرآن را بر عمر بخوانم . اين گزارش را حكيم ترمذى آورده است « 5 » .
و آوردهاند كه ابن مسعود گفت : عمر در ميان ما از همه ، خداترستر و پرهيزكارتر بود و كتاب خدا را بهتر از همه مىخواند « 6 » .
و محب طبرى به نقل از على بن حرب طائى آورده است كه ابن مسعود به زيد بن وهب گفت : قرآن را چنان كه عمر بر تو خواند ، بخوان ، براستى كه عمر از همهء ما كتاب خداوندى را بهتر مىشناسد و در كيش خدا داناتر از ماست « 7 » .
هامش
( 1 ) . الرياض النضرة : 2 / 8 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 83 - 325 .
( 3 ) . همان : 6 / 328 .
( 4 ) . قيامة 75 / 14 .
( 5 ) . نوادر الاصول 58 .
( 6 ) . المستدرك ، حاكم : 3 / 86 .
( 7 ) . الرياض النضرة : 2 / 8 .