آنها ، علاوه بر آنچه در جلد پنجم از ساختههاى گزافگويان در برترىهاى او گذشت .
1 - سخنانى دربارهء دانش عمر
1 - دربارهء دانش او از زبان ابن مسعود آوردهاند كه گفت : اگر دانش زندگان تازى را در يك سوى ترازو بنهند و دانش عمر را در يك سوى ، دانش عمر خواهد چربيد براستى ايشان چنان مىديدند كه او به نه دهم دانش دست يافته است .
و به روايت محب طبرى : اگر دانش عمر را در يك سوى ترازو نهند و دانش مردمان روى زمين را در يك سوى ، البته دانش عمر خواهد چربيد « 1 » .
2 - حذيفه گفت : دانش همهء مردم در دامن عمر خوانده و فراگرفته شده است ، افزون بر دانش خود او « 2 » .
3 - مسروق گفت : به ياران محمّد نزديك شدم و در آنچه نزد ايشان بود نگريستم و يافتم كه دانش ايشان به شش كس مىانجامد به على و عبد اللّه و عمر و زيد بن ثابت و ابو درداء و ابىّ . سپس به اين شش تن نيز نزديك شدم و در آنچه نزد ايشان بود ، نگريستم و ديدم كه دانش ايشان به على و عبد اللّه مىانجامد « 3 » .
4 - شعبى گويد : چون كار مردم دربارهء چيزى به چندسخنى و پراكندگى كشد ، شما گفتهء عمر را بگيريد « 4 » .
5 - ابن مسيّب گفت : پس از رسول خدا هيچكس را داناتر از عمر بن خطاب نمىدانم « 5 » .
6 - يكى از تابعان گفت : به نزد عمر شدم و ديدم كه فقيهان در برابر او همچون كودكانند و او در دينشناسى و دانش بر ايشان برترى دارد « 6 » .
7 - خلد اسدى گفت : با عمر همراه بودم و هيچكس را نديدم كه از او در دينباورى و
هامش
( 1 ) . المستدرك ، حاكم : 3 / 86 ؛ الاستيعاب : 2 / 430 ؛ الرياض النضرة : 2 / 8 ؛ اعلام الموقعين ، ابن قيم 6 ؛ تاريخ الخميس : 2 / 268 ؛ عمدة القارى : 5 / 410 .
( 2 ) . الاستيعاب : 2 / 430 ؛ اعلام الموقعين 6 .
( 3 ) . أعلام الموقعين 6 .
( 4 ) . أعلام الموقعين 6 .
( 5 ) . همان 7 .
( 6 ) . همان .