تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
نداشتم . - نشانه‌هايى كه درفش‌هاى برافراشته را به ياد مىآرند ، جوهاى آن روان و پرندگانش سرودخوان ، - و اكنون پيشامدهاى روزگار ، نامهء زيبايىاش را در هم نورديده است ، - همان‌گونه كه باد شمال - چون مىوزد - جاى پايش را بر آن مىنهد . - به روزى افتاده كه رويدادها دامن خود را بر سر آن مىكشند ، - و آنجا نه سراغى از چلچاسه توان گرفت ، نه از گلهء صد شتر و افزون‌تر . - پس شگفت نيست كه ستم كند و گردش آن چون لرزش آب دريا بنمايد . - به‌يغما ببرد ، آزمند گرداند ، دشمنى اندازد ، به‌نادرستى گرايد و شب را ، سرودخوانان به روز برسانند ؛ - چرا كه بسيار پيش از آن با خاندان محمّد نيرنگ باخت . و با سپاه خود گرداگرد آنان را فروگرفت . - لشكرى بسيار و تيزتك و برخوردار از سازمانى رسا را پيرامونشان به‌جوشش واداشت - كه شيران در پيرامون يحموم آن مىچرخيدند . - و همگان از بد كنشانى كه چشمشان از ديدن راه راست ناتوان بود - آيا كران مىتوانند آواى كسى را بشنوند ؟ - اى آن گروه كه چون روى مىآرد ، پشت به رستگارى مىكند ! نافرخندگيها با آن هماهنگ است و خجستگيها ناسازگار ! - چون بيامد - از پذيرفتن راستى سر باز زد و دور شد و مردم را از زندگى خردمندانه باز داشت . - و چون بخت به او روى آورد ، او پشت نمود و راه خود را كج كرد با گردنكشى به گردش پرداخت تا فرماندهء تبهكارش را شادمان كرد . - همان تبهكار چون با آيين راستى در افتاد ، آنان را به‌سوى خويش خواند - - گروهى كه چون به‌كوشش افتد در پهندشت لغزش‌ها دربه‌در مىشود و سرودگوى
الغدير ( فارسى ) — صفحة 74 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى