چه برجستگيهاى درخشانى كه رشكبران نيز آنها را بازگو كنند !
- دوستدارانش از بيم و هراس ، برترىهاى او را پوشيده داشتند و رشكبران و كينتوزان نيز از دشمنى ،
- باز در ميان اين دو گروه چندان از منشهاى برجستهء او پراكنده شد كه از شمردن آن ناتوانيم .
- پيشوايى كه در پيشانى سپهر سرفرازى اخترانى دارد كه چندان بالا رفتند تا نگاه هيچ كس به آنها نتوانست رسيد .
- شاخكهاى ستارهء سماك را پايگاهى براى آواز دادن شناختند و همچون قلّاده به گردن جوزاء آويختند ،
- برترىهايى كه چون بدرخشد هردردى را درمان خواهد كرد پاكيزه مىشود و با بوى خوشش همهء ديدگاهها را پاكيزه مىكند .
- رهبرى كه هنگام سخن از او انديشه بهسرگردانى مىافتد . تا او را پرستيدن گيرد و مهر او را بر زبان آورده ، در اين راه تلاش كند .
- پيشوايى بزرگ كه گوهرش همهء جوانمردىها را دربرمىگيرد و قرآن ، كه ياد خدا در آن است ، ستودگى او را گواهى مىكند .
- درود خدا بر او باد ! تا آنگاه كه كسى از دوستداران ، نام او را بر زبان مىراند كه اين ويژگى در برسى جاودانه است .
و هم او است دربارهء سرور خاندان پيامبر ، امير المؤمنين عليه السّلام :
- اى ماه ناآشناى رجب و اى باشكوه ماه رجب !
- چنان كه گفتهاند رازى پوشيده را هويدا ساختى و اسرارى را آشكار كردى كه از ديدهء بد كنشان پنهان است .
- همان بود كه چون در ميان آفريدگان جاى گرفت ناگاه نموده شد كه درون آنها از سرب است و برون از سيم « 1 »
هامش
( 1 ) . گندمنماى جو فروش را مشت باز كرد .