تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
چه برجستگيهاى درخشانى كه رشكبران نيز آنها را بازگو كنند ! - دوستدارانش از بيم و هراس ، برترىهاى او را پوشيده داشتند و رشكبران و كين‌توزان نيز از دشمنى ، - باز در ميان اين دو گروه چندان از منش‌هاى برجستهء او پراكنده شد كه از شمردن آن ناتوانيم . - پيشوايى كه در پيشانى سپهر سرفرازى اخترانى دارد كه چندان بالا رفتند تا نگاه هيچ كس به آنها نتوانست رسيد . - شاخك‌هاى ستارهء سماك را پايگاهى براى آواز دادن شناختند و همچون قلّاده به گردن جوزاء آويختند ، - برترىهايى كه چون بدرخشد هردردى را درمان خواهد كرد پاكيزه مىشود و با بوى خوشش همهء ديدگاه‌ها را پاكيزه مىكند . - رهبرى كه هنگام سخن از او انديشه به‌سرگردانى مىافتد . تا او را پرستيدن گيرد و مهر او را بر زبان آورده ، در اين راه تلاش كند . - پيشوايى بزرگ كه گوهرش همهء جوانمردىها را دربرمىگيرد و قرآن ، كه ياد خدا در آن است ، ستودگى او را گواهى مىكند . - درود خدا بر او باد ! تا آنگاه كه كسى از دوستداران ، نام او را بر زبان مىراند كه اين ويژگى در برسى جاودانه است . و هم او است دربارهء سرور خاندان پيامبر ، امير المؤمنين عليه السّلام : - اى ماه ناآشناى رجب و اى باشكوه ماه رجب ! - چنان كه گفته‌اند رازى پوشيده را هويدا ساختى و اسرارى را آشكار كردى كه از ديدهء بد كنشان پنهان است . - همان بود كه چون در ميان آفريدگان جاى گرفت ناگاه نموده شد كه درون آنها از سرب است و برون از سيم « 1 »
هامش
( 1 ) . گندم‌نماى جو فروش را مشت باز كرد .