- اگر جانم دردمند شود ، تو پزشك آنى . و اگر بهرههاى دلپسند را از دست بدهد ، تو به آن نيكى مىكنى .
- خرسندم روز رستاخيز را هراسان و بهگونهاى ديدار كنم كه خون پيكاركنندگان با تو بر گردن من باشد .
- ( اى پدر حسن ! اگر مهر تو مرا به دوزخ ببرد باز هم آن دوزخ نزد من رستگارى است .
- با اين همه آنكه باور دارد تو سرپرست اويى و بخشكنندهء بهشت و دوزخ چه باكى از آتش دارد ؟ ) « 1 »
- شگفتا از گروهى كه اميدوارند خداوند آنان را بيامرزد و آنگاه ترا دشمن گرفتهاند !
- و شگفتا كه ترا بىهيچ گناهى واپس زدند و ديگرى را در پيش انداختند با آنكه تو پيشواى آنان بودى !
و باز در ستايش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفته است :
- على بر آسمان جلال برآمد و در بازگشت با هردو مشت گوهرانى يگانه آورده بود .
- به درياى برترىها كه گام نهاد ، ناچيزى آن را باز نمود و همهء زمينهها و مرزهاى آن بر وى تنگ آمد .
- فرخنده باد آن پايگاه و مقام ! و خجسته آنكه پاى بهآنجا گذاشت ! او را در همهء دلها صله و عائدى هست .
- از بزرگى مقامش آنان كه بر وى رشك مىبردند ، برجستگيهاى آن را گزارش كردند ؛ و
هامش
( 1 ) . اين دو بيت را كه ميان ( ) نهادم از برسى نيست ، زيرا - به گفتهء محسن امين و قاضى شهيد - ابو الفتوح رازى كه چندين سده پيش از برسى مىزيسته در نوشتههاى خود آن را آورده و از صاحب پسر عبّاد دسترو نامى بويهيان دانسته است . ( نيز رك : هداية العباد ، شيخ عبّاسعلى اديب 59 ) . البتّه نمىتوان گفت كه شايد برسى سخن صاحب را در ميان سرودههايش گنجانده - و بهگفتهء سخنوران - هنر تضمين را به كار برده باشد - زيرا هم به گزارش امين و قاضى - بيت پيش از آن را نيز على اربلى ( متوفاى سدهء هفتم ) در نگارش خود ياد كرده و آن را از متنّبى سخنور بزرگ تازى ، دانسته است ؛ چنانچه عبد الجليل رازى نيز در سدهء ششم دو بيت را آورده و از متنّبى دانسته و بر اين بنياد به هيچ روى از برسى ( متوفاى سدهء نهم ) نتواند بود .