آفريدگانت دوستتر دارى . خدا گفت : اى آدم ! راست گفتى براستى او دوستترين آفريدگان است نزد من ، مرا بهحقّ او بخوان كه آمرزيدمت و اگر محمّد نبود ترا نمىآفريدم .
- ميم تو مفتاح سراسر هستى است . و ميم تو به منتهى وابستگى دارد .
- اى خاتم پيامبران تا چنان مرزى از برترى پرتو افشاندى كه هيچكس به آن نرسد .
- تو براى ما اوّل و آخر هستى و نهان و آشكارت پيشينهدارتر است .
- كه در اين سرودهها اشاره كوتاهى بهنامهاى بزرگوار او دارد : فاتح ، خاتم ، اوّل ، آخر ، ظاهر ، باطن . « 1 »
- از هرچه ستايشگران منش ترا گويند برترى هرچند كه آنان سخن دراز كنند .
- سرمايهء درونى تو درباره آفريدگان سرايى است كه اسرار آنان را دربرمىگيرد .
- روان تو ملكوتى است ، هرچه آفريده مىشود با فرمان پروردگار فرود مىآورد .
- بوى خوش تو در ميان پديدهها پيچيده و هركس به اندازهء خويش از آن بهره مىگيرد .
- دلهاى همه مهر ترا دارد و گردن هركس رشتهء دوستى تو بر آن افكنده شده است .
- سرچشمهء دستان بخشندهات در دو جهان جوىهاى اسرار را به جوشش مىاندازد .
- بازماندهء نشانههاى روشنت بر پيشانى آفرينش مىدرخشد .
- موسى كليم اللّه و تورات او چون به گفتار آيند مردم را به تو راه مىنمايند .
- و عيسى و انجيل نويد دادند كه تو - احمد - ستودهترين آفريدگانى .
- اى رحمت خدا براى جهانيان ! و اى آنكه اگر نبود ديگران آفريده نمىشدند !
- تو چهرهء درخشان بزرگيها هستى - و رخسار تابناك زيباييها -
- تو درستكارى و پناه ده و تويى كه گرهها را مىگشايى
- رجب با كولهبارى از گناه بهسوى تو آمده ، آيا رهايىاش مىبخشى ؟
و هم اوست كه امير المؤمنين عليه السّلام را مىستايد و مىگويد :
- خرد فروغ است و تو مايهاش . هستى رازى است و تو آغازش .
هامش
( 1 ) . رك : المواهب زرقانى : 3 / 164 - 163 .