- همهء آفريدگان كه فراهم آيند ، همه بندهاند و تو سرورشان .
- تو آن سرپرست هستى كه برترىهاى او را در ميان آفريدگان همانندى نيست .
- اى نشانهء توانايى خداوند در ميان بندگان ! و اى راز آنكه خدايى بهجز او نيست !
- جهانيان دربارهء تو به ناسازگارى افتادند و با سرگردانى از راه راست به در شدند .
- گروهى گفتند : البتّه او هم بشرى است . و دستهاى گفتند : راستى كه او خدا است .
- اى صاحب حشر و معاد و اى آنكه خداوند فرمانروايى بندگان را به او سپرده است !
- اى تقسيمكننده بهشت و دوزخ ! تو پناهگاه و مايهء رستگارى اميدواران هستى .
- برسى چه هراسى از سوزش آتش دارد با اينكه در روزشمار تو فريادرس اويى .
- بندهء شير خدا ترس از آتش ندارد زيرا دوستدار او در آتش نخواهد بود .
و اين هم از گفتههاى اوست در ستايش سرور ما امير المؤمنين عليه السّلام :
- اى سرزنشگر مرا واگذار ! و آنچه در دل دارم بشنو !
- هرگاه بر ستايشگرى خود از او مىافزايم ، گويند : تندروى را كنار بگذار !
- من اگر در راه راست چشم را گشوده و چيزى را باور داشته باشم ، پروايى ندارم .
- نشانهء توانايى خداوند كه سخنگويى از منش او است براى من رواست .
- اى سرزنشگر چه اندازه بگومگو با مرا دامن مىزنى ؟ ؟ !
- اى كه مرا در دلدادگىام نكوهش مىكنى ! مرا به خويش گذار !
- تو و كوى رهايى ! مرا با گمراهىام واگذار !
- دوستى وصى مصطفى براى من عين كمال است . « 1 »
- پس از مرگ كه زنده شوم توشهء من است و - هنگام بازگشت به جهان - پناهگاهم .
- پيروىام از او كمال دين من است و سخنم را با ياد او به انجام مىرسانم .
و از سرودههاى او در ستايش امير المؤمنين عليه السّلام است :
- با نامهاى نيكوى تو دل را خوشبوى مىگردانم ، همان گاه كه نسيم آنها از آستان پاك بزرگيها وزيدن گيرد .
هامش
( 1 ) . در نسخهاى ديگر : براستى مهرورزى من با على مرتضى عين كمال من است .