تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
- همهء آفريدگان كه فراهم آيند ، همه بنده‌اند و تو سرورشان . - تو آن سرپرست هستى كه برترىهاى او را در ميان آفريدگان همانندى نيست . - اى نشانهء توانايى خداوند در ميان بندگان ! و اى راز آنكه خدايى به‌جز او نيست ! - جهانيان دربارهء تو به ناسازگارى افتادند و با سرگردانى از راه راست به در شدند . - گروهى گفتند : البتّه او هم بشرى است . و دسته‌اى گفتند : راستى كه او خدا است . - اى صاحب حشر و معاد و اى آنكه خداوند فرمانروايى بندگان را به او سپرده است ! - اى تقسيم‌كننده بهشت و دوزخ ! تو پناهگاه و مايهء رستگارى اميدواران هستى . - برسى چه هراسى از سوزش آتش دارد با اينكه در روزشمار تو فريادرس اويى . - بندهء شير خدا ترس از آتش ندارد زيرا دوست‌دار او در آتش نخواهد بود . و اين هم از گفته‌هاى اوست در ستايش سرور ما امير المؤمنين عليه السّلام : - اى سرزنشگر مرا واگذار ! و آنچه در دل دارم بشنو ! - هرگاه بر ستايشگرى خود از او مىافزايم ، گويند : تندروى را كنار بگذار ! - من اگر در راه راست چشم را گشوده و چيزى را باور داشته باشم ، پروايى ندارم . - نشانهء توانايى خداوند كه سخن‌گويى از منش او است براى من رواست . - اى سرزنشگر چه اندازه بگومگو با مرا دامن مىزنى ؟ ؟ ! - اى كه مرا در دلدادگىام نكوهش مىكنى ! مرا به خويش گذار ! - تو و كوى رهايى ! مرا با گمراهىام واگذار ! - دوستى وصى مصطفى براى من عين كمال است . « 1 » - پس از مرگ كه زنده شوم توشهء من است و - هنگام بازگشت به جهان - پناهگاهم . - پيروىام از او كمال دين من است و سخنم را با ياد او به انجام مىرسانم . و از سروده‌هاى او در ستايش امير المؤمنين عليه السّلام است : - با نامهاى نيكوى تو دل را خوشبوى مىگردانم ، همان گاه كه نسيم آنها از آستان پاك بزرگيها وزيدن گيرد .
هامش
( 1 ) . در نسخه‌اى ديگر : براستى مهرورزى من با على مرتضى عين كمال من است .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 59 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى