كه در اين بيت بهگونهاى سربسته به سخنى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اشاره دارد : « من از همهء مردمان زودتر آفريده و ديرتر برانگيخته شدم » . « 1 »
در داستان معراج نيز آمده است [ كه خدا به پيامبر گفت : ] « تو بنده و رسول منى كه از همهء پيامبران زودتر بيافريديمت و ديرتر برانگيختيم » « 2 » و هم از او رسيده است كه گفت :
« نخستين چيزى كه خدا بيافريد فروغ من بود » . « 3 »
اين سخن ديگر را نيز چندان با سند درست از زبان پيامبر آوردهاند كه نمىتوان گفتار او صلّى اللّه عليه و آله ندانست : « من آنگاه پيامبر بودم كه هنوز آدم ميان آب و گل بود » يا « ميان روان و كالبد » يا « ميان آفرينش و دميده شدن جان در وى » .
- اگر تو نبودى نه پديدهها آفريده مىشدند و نه خاور و باختر هويدا مىگشت .
و اينجا نيز سخنى سربسته را باز مىنمايد كه گروهى از طريق ابن عبّاس آوردهاند همچون حاكم « 4 » و بيهقى و طبرانى و سبكى و قسطلانى و عزامى و بلقينى و زرقانى و جز آنان كه گفت : خداوند به عيسى عليه السّلام الهام كرد كه اى عيسى ! به محمّد بگرو و كسانى از پيروانت را كه او را دريابند ، بفرماى تا به او بگروند كه اگر محمّد نبود ، آدم را نمىآفريدم و اگر محمّد نبود بهشت و دوزخ را نمىآفريدم .
از زبان عمر بن خطّاب نيز گزارش شده است كه گفت : فرستادهء خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : چون آدم آن لغزش را كرد ، گفت : پروردگارا ! ترا به محمّد سوگند كه مرا بيامرز ، خدا گفت : اى آدم ! محمّد را چگونه شناختى با اينكه او را نيافريدهام . گفت : پروردگارا ! ازاينروى كه چون مرا با دست تواناى خويش آفريدى و از روان خود در من دميدى ، سربرداشتم و عرش نگريستم كه برپايههاى آن نوشته بود : خدايى جز خداى يكتا نيست و محمّد رسول خدا است . پس دانستم تو تنها نام كسى را بر نام خويش مىافزايى كه از همهء
هامش
( 1 ) . رك : ابن سعد در طبقات ؛ طبرى در تفسير خود : 21 / 79 ؛ ابو نعيم در الدلائل : 1 / 6 ؛ ابن كثير در تاريخ خود : 2 / 307 ؛ غزّالى در المضنون الصغير كه در حاشيه الانسان الكامل چاپ شده : 2 / 97 ؛ سيوطى در الخصائص الكبرى : 1 / 3 ؛ زرقانى در شرح المواهب : 3 / 164 .
( 2 ) . مجمع الزوائد : 1 / 71 .
( 3 ) . السيرة الحلبية : 1 / 159 .
( 4 ) . المستدرك : 2 / 615 .