پايان گيتى با ارجمندى پايدار خواهد ماند و اين را از راز گفتار خداى تعالى ، بايد دريافت كه ( فى ذريتى « 1 » - در ميان فرزندان من ) چرا كه شمارهء آن بر بنياد جمل كبير مىشود ( 1410 ) كه گمان مىرود پس از آن گيتى نابود شود - چنانكه برخى گفتهاند - پس پيوسته و تا جهان برپا است آنان با ارجمندى و سرورى خواهند زيست ، « 2 » مصطفى لطف اللّه كه در دفتر ديوان مصر سمت روزنامهچى داشت - و پيشرو كاوشگران مىبود - از گفتار خداوندى :
لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلَّا قَلِيلًا
( پس از تو ، به جز اندكى درنگ نمىكنند ) « 3 » اين مدّت را بيرون كشيده و مىگويد : اگر - از حروف اين فراز - مكرّرات را نديده بگيريم مىماند ( ل ا ى ب ث و ن خ ف ك ق ) و اين يازده حرف بر بنياد جمل الكبير مىشود : 1399 ، پس شمارهء خود حروف را كه 11 بود ، به آن مىافزاييم ، آنچه بهدست مىآيد 1410 است و برابر با شمارهء اين فراز از گفتار خداوندى : « ذرّيتى » ( زادگان من ) - از بازپسين جاى ماندهء برجستگان ؛ استاد ما استاد يوسف فيشى - خداش بيامرزد - شنيدم كه مىگفت : محمّد بكرى بزرگ گفت : كسى از صلب ما بهدنيا مىآيد كه با عيسى پسر مريم بر يك جا نماز مىنشيند و اين نيز ما را يارى مىدهد تا درستى آن برداشت را بهتر دريابيم » .
نمىدانم سرور ما امين چه مىخواسته بگويد كه نوشته : « در سرشت او - برسى - چيزهايى ناسنجيده هست و در نگارشهاى وى آشفتگيها و رنگى از تندروى مىيابيم كه هيچ انگيزه و شالودهء درستى ندارد و هرچند مىتوان سخنانش را بهگونهاى نيكو وانمود و بازگو كرد ، باز هم تهى از زيان نيست » . اى كاش سيّد ، چيزى از آن نمودارهاى ناسنجيده را كه در سرشت سرايندهء برجستهء ما يافته است سربسته باز مىنمود تا سخن وى بىدليل نماند ، و پس از اينكه با زبان خود مىگويد : « مىتوان سخنان وى را بهگونهاى درست ، بازگو و وانمود كرد » چهانگيزهاى بوده كه آن را از آشفته و پريشانگويى وى شمرده ؟ و اين حديث را فراموش كرده است كه « كار برادرت را بر بهترين گونهء آن پندار » .
هامش
( 1 ) . احقاف 46 / 15 .
( 2 ) . عمدة التحقيق 155 .
( 3 ) . اسراء 17 / 76 .