و پيشواى ما امام سجّاد عليه السّلام گفت : « اگر ابو ذر آنچه را در دل سلمان بود ، مىدانست ، او را مىكشت ، با آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ميان آن دو تن برادرى انداخت و بر اين بنياد چه گمانى به آفريدگان ديگر داريد ؟ » « 1 » همه را خداوند نويد نيكو داده و آنان را كه [ در راه او ] بهكوشش و پيكار برخاستند ، بر خانهنشينان - با پاداشى بزرگ - برترى نهاده است . « 2 »
و همين زمينه است كه سرور ما ، سيّد السّاجدين حضرت زين العابدين عليه السّلام با سخن سربستهاش باز مىنمايد :
- من گوهرهاى دانش خويش را پوشيده مىدارم تا نادانان - با ديدن حقيقت - فريفته نشوند .
- على پيشاهنگ من بود و به حسين و پيش از او حسن همين را سفارش كرد .
- بسا از گوهرهاى دانش را اگر آشكار سازم ، به من مىگويند تو از بتپرستانى
- و مردانى مسلمان ريختن خون مرا روا مىدارند و بدينسان زشتترين كارى را كه انجام مىدهند ، زيبا مىانگارند » . « 3 »
سرور ما امين در زندگىنامهء اين مرد - برسى - سخنانى دارد « 4 » كه از مرز آنچه گفتيم فراتر نمىرود و از انگيزههايى كه وى را براى آن نكوهيده « پشتگرمى او است به حروف و شمارهها كه با دستيارى آن نه مىتوان كار روشنگرى را بهانجام رساند و نه راهنمايى مىشود خواست » و ما هرچند دراينباره با امين همداستانيم ، ولى اين هم هست كه برسى - و كسانى از دانشمندان همچون ابن شهرآشوب و پس از او را كه به راه وى رفتهاند - در گام نهادن در اين زمينهها نبايد گناهكار شمرد چون كارشان براى پاسخ دادن بهكسانى كه از حروف شناسان سنّى بوده كه از اين شيوه در زمينههاى همانند به زيان ما سود مىجستهاند . و او با درآمدن از راه خودشان خواسته است راه را بر آنان ببندد ، چنان چه عبيدى مالكى مىنويسد : « برخى از حروف شناسان گفتهاند : آيين خاندان ابو بكر تا
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات صفّار : 7 ، پايان باب يازدهم از بخش نخست ؛ اصول كافى كلينى : 216 .
( 2 ) . نساء 4 / 95 .
( 3 ) . تفسير آلوسى : 6 / 190 .
( 4 ) . اعيان الشيعة : 31 / 205 - 193 .