تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
سروده‌هاى بالا را در ديوان منسوب به سرور ما امير مؤمنان عليه السّلام نيز با تغييرى اندك و افزونيهايى چند توان يافت و به اين ترتيب : - براى نغمه‌اى بيدار ماندم كه در پايان شب دل را به شور مىآورد و ياد اندوهى بزرگ و نو شونده را در دل من زنده مىسازد . - ابو طالب ، اى پناهگاه تهيدستان و دهش كار بردبار كه نه زبون و گمنام بود و نه از گروهى كه با بد كنشى جاى ديگران را بگيرند . - اى همنشين فرمانروايى ! با رفتن تو رخنه‌اى ماند كه يا هاشميان آن را پر مىكنند يا دست‌درازىها روا شناخته شده و آتش آن خاموش مىگردد . - اينك قريش با از دست رفتن او شادمانى مىكنند و نمىبينم كه هيچ زنده‌اى براى هيچ چيز جاودانى بماند . - كارهايى مىخواهند كه خردهاشان آن را در ديده‌شان آراسته و يك روز هم آنان را در پرتگاهى از گمراهى سرنگون مىسازد . - اميد دارند كه پيامبر را دروغگو شمرند و بكشند و بر او افترا و دروغ بندند و سخنش را نپذيرند - سوگند به خانهء خدا دروغ گفتيد تا ما به شما بچشانيم مزهء سرنيزه‌ها و پهنهء تيغ‌ها را و از سوى ما نمايش ناگوارى و سختيهاى جنگ داده شود . - همان هنگام كه جامه‌هايى بافته از آهن در برنماييم تا اينكه يا ما شما را از ميان بريم يا شما ما را يا چنان ببينيد كه صلح براى دودمان به صلاح نزديك‌تر است . - و گرنه پس قبيله فداى محمّد باد و هاشميان از همهء آفريدگان بنيادى برتر دارند . - و راستى را كه براى او از سوى خدا در ميان شما يارانى هست و نبينى كه دوست خداوند ؛ بىكس بماند . - پيامبرى است كه از هرالهامى بهرهء خود را آورده و خداوند من در قرآن او را محمّد نام نهاده ، - سپيد چهره‌اى كه رخسار او به فروغ ماه دو هفته مىماند كه ابر از روى آن كنار رفته و
الغدير ( فارسى ) — صفحة 547 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى