رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را از مرگ ابو طالب آگاه ساختم بگريست و سپس گفت : برو و او را غسل ده و كفن كن و در خاك پنهان نماى . خدا او را بيامرزد و بر وى رحمت آورد « 1 » .
و در عبارت واقدى آمده است : پس بهسختى بگريست و سپس گفت : برو او را غسل ده الخ .
گزارش بالا در كتب مختلفى آمده است « 2 » . همچنين برزنجى جداگانه نيز داورى خود را در صحيح بودن آن آورده و در كتاب نجاة ابو طالب كه ابو داود و ابن جارود و ابن خزيمه نيز آن را گزارش كردهاند و همانجاست كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تنها براى پرهيز از گزند بىخردان قريش بود كه در پى جنازهاش راه نيفتاد و نماز نكردنش بر او نيز از اين بود كه آن روزها نماز ميّت واجب نشده بود .
از اسلمى و جز او رسيده است كه ابو طالب در نيمهء شوّال و ده سال پس از آنى درگذشت كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به پيامبرى رسيد و خديجه نيز يك ماه و پنج روز پس از او درگذشت و دل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در ماتم وى و عموى خويش انباشته از اندوهى سخت شد تا جايى كه آن سال را عام الحزن ناميدند « 3 » .
شايان توجه : ابن سعد درگذشت ابو طالب را چنان كه ديدى در نيمهء شوال دانسته . و ابو الفدا مىنويسد : او در ماه شوال درگذشت « 4 » و قسطلانى اعتقاد به وفات او را در شوّال دارد ، به اشخاصى كه نام نبرده نسبت داده است « 5 » . و مقريزى مىنويسد : او در آغاز ذى قعده - و به گفتهء برخى در نيمهء شوال - درگذشت « 6 » . و زرقانى مىنويسد : پس از خروج
هامش
( 1 ) . طبقات ابن سعد : 1 / 105 .
( 2 ) . أسنى المطالب 21 به نقل از ابن عساكر ؛ دلائل النبوة بيهقى ؛ تذكره سبط بن جوزى 6 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 3 / 314 ؛ سيرهء حلبى : 1 / 373 ؛ سيرهء زينى دحلان در حاشيهء سيره حلبى : 1 / 90 ؛ نجاة ابو طالب برزنجى به نقل از أسنى المطالب 35 .
( 3 ) . طبقات ابن سعد : 1 / 106 ؛ الامتاع مقريزى 27 ؛ تاريخ ابن كثير : 3 / 134 ؛ سيرهء حلبى : 1 / 373 ؛ سيره زينى دحلان در حاشيهء حلبى : 1 / 291 ؛ اسنى المطالب 11 .
( 4 ) . تاريخ ابو الفداء : 1 / 120 .
( 5 ) . مواهب قسطلانى : 1 / 71 .
( 6 ) . الامتاع مقريزى 27 .