تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
- ما هنگامى در آنجا پرورده شديم كه مردمان در آنجا اندك بودند . راه جدايى نپيموديم ، و نيكوييها و ستودگىهامان فزونى مىيابد . - آنگاه كه دستهاى كسانى كه تيرهاى برد و باخت را زنند مىلرزد . ما به گرسنگان خوراك مىدهيم تا ديگر مردم برترىهاشان را رها كنند « 1 » . - خدا پاداش مىدهد گروهى را كه يكى از پى ديگرى در حجون بر سر دسته‌اى فراهم آمدند كه ايشان در كارى دورانديشانه به راهنمايى و راهبرى مىپردازند . - چنان نزديك حجون نشسته‌اند كه گفتى شاهانند و از ايشان نيز ارجمند و گرامىتر . - و بر سر اين كار هرمرغ شكارى به‌گونه‌اى يارى مىدهد كه گويى كسى است كه در زرهى سنگين با كنارهاى آويخته مىخرامد و ازاين‌روى بسى به كندى راه مىپيمايد . - هان اگر سروران آفريدگان به شمار آرند بهترين مردم - از لحاظ شخصيت خود و پدرش - احمد است . - پيامبر خداوند است با رگ و ريشه و خونى بزرگوار ، با خردى رسا و يارى شونده ، - در برابر كارهاى سترگ و سهمناك ، چنان پردل است « 2 » كه گويى او در دو دست من پاره‌اى آتش فروزان است كه مىدرخشد . - از ميان گرامىترين مردمان - خاندان لوى بن غالب - برخاسته و چون او را بر خوارى و زبونى بدارند چهره‌اش از خشم به سياهى مىگرايد . - حمايل شمشيرش بلند و خود نيز چندان بلند است كه نيمى از ساقش از زره بيرون مىماند . به آبرويش از ابر باران مىخواهند و به رستگارى مىرسند ، - بسيار بخشنده است و خود سرور فرزند سرور است خوراك دادن به مهمانان را تشويق مىكند . - و آنان را پيرامون خود گرد مىآورد و چون ما به گردش در شهرها پردازيم براى
هامش
( 1 ) . مقصود او رحمه اللّه اين است كه چون مردم تنگ چشمى نمايند ما مىبخشيم زيرا در آن بازى و برد و باختها ، تنها كسانى شركت مىكردند كه دست و دل باز باشند . ( 2 ) . و به گزارش برخى : در برابر همهء امور چنان دورانديش است كه . . .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 526 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى