خود وحيد ( تنها ) ناميده مىشد .
و چون ابو طالب ديد كه قريش مىكنند آنچه مىكنند در ميان هاشميان و مطلبيان به پا خاست و ايشان را به همراهى خود خواند تا از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پشتيبانى كنند و در برابر دشمنانش ايستادگى نمايند . ايشان نيز در پيرامون او فراهم آمدند و در ايستادگى با او همراهى نمودند و همگى بهجز دشمن خدا ابو لهب ملعون درخواست او را بپذيرفتند .
و چون ابو طالب از تيرهء خود اينها را ديد كه او را شادمان ساخت و كوشش و مهربانى آنان را با خويش نگريست آغاز به ستايش آنان كرد و پيشينههاشان را به يادها آورد و برترىهاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در ميان ايشان و پايگاه او نزد آنان را بازگو كرد تا در انديشهء خويش سرسختتر شوند و با او در كار وى دلسوزى نمايند پس گفت :
- اگر روزى قريش براى بازگويى سرافرازىها گرد آيند عبد مناف از بهترين و برگزيدهترين و بزرگوارترين آنان است .
- و چون بزرگان عبد منافى فراهم آيند پيشينه و بزرگان آن در ميان هاشميان است .
- و اگر يك روز گردن فرازى نمايند پس براستى محمّد مصطفى از بهترين و برگزيدهترين و بزرگوارترين ايشان است .
- فربه و لاغر قرشيان و گمنام و با نامشان به دشمنى ما فراهم آمدهاند « 1 » .
- پيروزى نيافتهاند و هوش از سرشان پريده ، ما در گذشته هيچگونه ستمى را نمىپذيرفتيم « 2 »
- و چون چهرهها ، از خودپسندى و بيدادگرى كج مىشد آن را بهگونهء نخست برمىگردانديم و برپاى مىداشتيم .
- و در روزهاى ناگوارى به پشتيبانى مرز و حريم آنها برمىخاستيم .
- و هركس را كه مىخواست به آن دست درازى كند از نزديكى لانههاى آنها مىزديم و
هامش
( 1 ) . ترجمه « تداعت » است كه در الغدير بهغلط « تدعت » چاپ شده . رك : سيره ابن هشام : 1 / 288 ؛ ناسخ التواريخ ج 2 . ( م ) .
( 2 ) . ترجمهء « نقر » است كه در الغدير به غلط « تقر » چاپ شده . رك : دو مأخذ قبل . ( م ) .