تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
پس على او را با اين گفتار پاسخ داد : - آيا مرا در يارى احمد به شكيبايى دستور مىدهى ؟ به خدا آنچه گفتم از سر بىتابى بر زبان نياوردم . - ولى دوست داشتم تو يارى مرا ببينى . و بدانى كه من هماره فرمانبر توأم . و در راه خدا و يارى پيامبر راهنما احمد كه چه در كودكى و چه اندكى پيش از بلوغ ، پسنديده بود خواهم كوشيد « 1 » . در چاپ شدهء كتاب ابن ابى الحديد دستخوردگيهايى در بيت دوم و سوم از سروده‌هاى ابو طاب ديده مىشود كه ما آن را از روى طبقات به خامهء سيّد على خان كه اشعار را از روى يك نسخهء خطى ابن ابى الحديد نقل كرده تصحيح كرديم . گزارش ياد شده را همچنين ابو على موضح عمرى علوى ياد كرده چنانچه در كتاب وى مىبينيم « 2 » . امينى گويد : نزديكى و خويشاوندى تنها اگر هم كسى را به پشتيبانى ديگرى وادارد كاربردش تا مرز معينى است ولى اگر كار به فداكردن فرزندى همچون امير المؤمنين بينجامد كه پدرش او را دوست‌تر از همه‌چيز دارد در اين هنگام هركس هم باشد از فداكارى باز مىايستد و پدر به‌سادگى نمىتواند كه هرشب فرزندش را در معرض مرگ درآورد و او را در بستر كسى كه ممكن است كشته شود بخواباند تا جان برادرزاده را برهاند مگر اينكه انگيزه‌اى دينى او را وادار به اين كار كند و اين است همان معنى پيروى ابو طالب از كيش يگانه‌پرستى راستين كه گفتگوهايى هم كه با شعر در ميان پدر و پسر در گرفت همين را مىرساند كه مىبينى ، فرزند ، آشكارا سخن از پيامبرى به‌ميان مىآورد و پدر نيز انكار نمىكند و نمىگويد كه اين فداكارى تنها به‌انگيزهء غيرت خويشاوندى است و خود غافل از اين نيز نمىشود كه پسرش را در كمكى كه مىكند تشويق نمايد و از برخاستن به آن دلسرد نكند ( درود خدا بر اين پدر و زادگانش )
هامش
( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد : 3 / 310 به نقل از امالى . ( 2 ) . الحجة 69 .