- براستى على و جعفر پشتوانهء مناند در روزهاى گرفتارى و دردسر ،
- عموزادهتان را يارى كنيد و دست از او مداريد در ميان برادران من پدر او تنها برادر پدر و مادرى من است .
- به خدا نه من و نه هيچكس از فرزندان من كه گوهر نيك داشته باشد دست از پيامبر نخواهد داشت » .
اين سه بيت در ديوان ابو طالب نيز يافت مىشود « 1 » و عسكرى هم آن را در كتاب الاوايل آورده و مىنويسد : ابو طالب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بگذشت . جعفر نيز با او بود پس ديد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نماز مىگزارد و على نيز همراهى مىكند . پس به جعفر گفت : پسركم ! تو نيز در كنار عموزادهات نماز بگزار . او هم در كنار على ايستاد و پيامبر اين را دريافت و بر آندو پيش افتاد و هرسه روى به كار خويش آوردند تا چون آن را به پايان بردند ابو طالب شادمان برگشت و اين سرودهها را گفت :
- « براستى على و جعفر پشتوانهء مناند در روزگار سختى و گرفتارى . . . »
و بيتهايى را ياد كرد كه ابن ابى الحديد نياورده و از آن ميان :
- « ماييم و اين پيامبر ، او را يارى مىكنيم و دشمنان را با سرنيزهها از گرد او مىزنيم . . . »
و ابو بكر شيرازى در تفسير خود آورده كه چون وحى بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شد به مسجد الحرام درآمد و به نماز ايستاد ، على عليه السّلام كه آن هنگام 9 ساله بود بر او بگذشت . پس وى را آواز داد : على ! به نزد من آى . او اجابت كرد و روى به وى آورد . پس پيامبر به او گفت :
من رسول خدايم بهويژه بهسوى تو و بر همگان از مردم ، پس دست راست من بايست و با من نماز گزار . او گفت : اى رسول خدا ! بروم و از پدرم ابو طالب دستورى بگيرم . وى پاسخ داد : برو كه او دستورش را به تو خواهد داد . پس به نزد او شد و براى پيروى از وى دستورى خواست ، او گفت : فرزندم ! مىدانيم كه محمّد از هنگامى كه بوده امين خدا بوده بهسوى او ، برو و از او پيروى كن تا راه يا بى و رستگار شوى . پس على عليه السّلام بيامد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را ديد كه در مسجد به نماز ايستاده ، پس در سمت راست او بايستاد و با
هامش
( 1 ) . ديوان ابو طالب 36 .