دينش همراهى مىكرد و آنچه را مىگفت راست مىشمرد و فرزندان خود همچون على و جعفر را به پيروى و يارى او فرمان مىداد .
و باز مىنويسد : برزنجى گفته : اين اخبار همگى آشكارا مىرساند كه دل او سرشار و لبريز از ايمان به پيامبر بوده است « 1 » .
9 - ابو طالب و دلسوزىاش براى پيامبر
ابو جعفر محمّد بن حبيب رحمه اللّه در امالى خود مىگويد : ابو طالب گاهى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را مىديد و مىگريست و مىگفت : چون او را ببينم برادرم را بهياد مىآورم - چون عبد اللّه برادر تنى او بود و بسيار وى را دوست مىداشت و بر وى دل مىسوزانيد - به همينگونه عبد المطلب نيز بسيار او را دوست مىداشت و ابو طالب بسيار در هراس بود كه مبادا دشمن ، جاى خوابيدن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را بشناسد و شبانه بر او بتازد اين بود كه نيمه شب او را از خواب بيدار مىكرد و بهجاى او پسرش على را مىخوابانيد . يك شب على او را گفت : پدر ! مرا مىكشند . او گفت :
- پسرم ! شكيبا باشد كه شكيبايى سزاوارتر است هرزندهاى راه مرگ در پيش دارد .
- ما ترا داديم و گرفتارى سختى را بر خود هموار كرديم تا فداى دوست و پسر دوست شوى .
- فداى نيك مردى با گوهر تابان و با بخشندگى و بزرگوار و نجيب اگر مرگ ترا دريابد پس تيرى كه تراشيده و پرتاب مىشود « 2 » .
- گاهى به نشانه مىخورد و گاهى هم نه ، هرزندهاى اگرچه عمرى دراز بيابد « 3 » بهرهاى از چشيدنيهاى آن را مىگيرد .
هامش
( 1 ) . اسنى المطالب 10 .
( 2 ) . در پارهاى مصادر بهجاى تبرى كه ترجمه كرديم : « تراشيده مىشود » تترى ضبط كردهاند يعنى در پى هم مىآيد .
( 3 ) . در مآخذ خطى كهن بهجاى « تملى بعمر » « تطاول عمرا » ضبط شده كه معنى آن فرق نمىكند .