تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
به او پشتگرمى دارم و گواهى مىدهم كه خدايى جز خداى يگانه نيست ، شريك ندارد و سپس گفت : پيشاهنگ و جستجوگر به كسان خود دروغ نمىگويد و به خدايى كه جز او خدايى نيست من رسول خداوند هستم ، به‌ويژه به‌سوى شما و نيز براى مردم . به خدا همان‌گونه كه مىخوابيد مىميريد و همان‌سان كه بيدار مىشويد برانگيخته خواهيد شد و حساب آنچه را انجام مىدهيد خواهند رسيد و براستى بهشت جاودانى است و آتش دوزخ هم جاودانى . ابو طالب گفت : چه بسيار دوست مىداريم كه با تو يارى كنيم و پندت را بپذيريم و گفتارت را راست شماريم و اينان تبار پدرىات هستند كه فراهم آمده‌اند . من نيز يكى از ايشانم جز آنكه زودتر از همه ، پاسخ دلخواهت را مىدهم . دستورى را كه گرفته‌اى به‌كار بند كه به خدا سوگند هميشه پيرامون تو هستم و از تو پاسدارى مىكنم تنها اينكه دلم راه نمىدهد كه از كيش عبد المطلب روى بگردانم « 1 » . امينى گويد : دين عبد المطلب هم چيزى نبوده است جز همان دين يگانه‌پرستى و گرويدن به خدا و رسولان و نامه‌هاى او ، بىآنكه آميخته به چيزى از بت‌پرستى بشود . چون او همان كس است كه در وصيّتهاى خود مىگويد : براستى هيچ بيدادگرى از جهان بيرون نشود تا از او انتقام گيرند و كيفر او را به وى بچشانند و چون از او پرسيدند اگر ستمكارى مرد و كيفرى به او نرسيد چه ؟ او در انديشه شد و گفت : « سوگند به خدا ، كه در پس اين جهان جهانى است كه در آنجا نكوكاران را براى نكوكارىشان پاداش مىدهند و بدكاران براى بدكارىهاشان كيفر مىبيند » . و او همان است كه به ابرهه گفت : اين خانه را پروردگارى هست كه آن را نگهبانى و پاسدارى مىكند ، پس خود بر فراز ابو قيس شد و گفت : - « خداوندا ! آدمى از خانه و كسان خود پاسدارى مىكند ، تو هم از سراى و دارايى و گروه خويش پاسدارى كن . - مباد كه صليب ايشان در صحنهء كين‌توزى و زور ورزى و نيرنگ تو چيره شود .
هامش
( 1 ) . الكامل ، ابن اثير : 2 / 24 .