تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
- و پس از او هنگامى كه احمد را گور دربرگرفته ، فرزندان از سرچشمه‌اش چندان بنوشند تا سيراب شوند . - اى سرور ! اى سرور خاندان قصى ! گويا كه پيشانىات ماه فروزان است . به عبارت ديگر علامه مجلسى مىنويسد : گرد آورندهء ديوان - يعنى ديوان ابو طالب - نيز مانند گزارش بالا با سند پيوسته آورده و آنگاه اشعار را چنين آورده ، پس اشعار را ياد كرده كه 20 بيت بيش از آن است كه ما آورديم و در ديوان چاپى سرور ما ابو طالب نيز افزونيها را نمىيابيم « 1 » . به عبارت سوم : سيد فخار بن معد در كتاب خود مىنويسد : « 2 » شيخ حافظ ابو الفرج عبد الرحمن بن محمّد بن جوزى محدث بغدادى كه به كافر بودن ابو طالب عقيده داشته در سال 591 مرا در واسط از شهرهاى عراق آگاه ساخت به اسناد خود از واقدى كه گفت : ابو طالب بن عبد المطلب در هيچ شامگاه و بامدادى از پيامبر دور نمىشد و در برابر دشمنان وى پاسدار او بود و مىترسيد كه ناگهان او را بكشند . پس يك روز او را گم كرده و نديد و شامگاه نيز كه فرارسيد باز او را نديد بامدادان در جاهايى كه گمان مىكرد او باشد به جستجويش پرداخت و باز هم او را نيافت . پس دلش به درد آمد و گفت : آه فرزندم ! آنگاه غلامان خود و كسانى را كه در دل با ايشان پيوندى داشت فراهم آورد و به ايشان گفت : ديروز و امروز محمّد را گم كرده‌ام و جز اين گمانى نمىبرم كه قريش بر او نيرنگ زده و وى را به ناگاه كشته‌اند و اكنون تنها همين يك سمت مانده كه در آن به جستجو نپرداخته‌ام و آنجا نيز بعيد مىدانم او را بيابم . پس 20 مرد از بندگان خويش برگزيد و گفت : برويد و كاردهايى آماده كنيد و هريك برويد و در كنار يكى از بزرگان قريش بنشينيد . پس اگر من آمدم و محمّد را همراه داشتم كارى نكنيد و آرامش پيشه كنيد تا در كنار شما بايستم و اگر آمدم و محمّد همراه من نبود هركدام از شما ، همان مرد از بزرگان قريش را كه كنار او است با كارد بزند .
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار : 9 / 31 . ( 2 ) . الحجة 61 .