خوردن آن بر وى ناروا نيست .
- و اگر آنچه شما دربارهء محمّد آگاهى داديد نمىبود ، البتّه امروز شما نزد ما نابزرگوار مىبوديد .
- و چون او را ديد كه روى بهسوى خانهاش مىآيد و سايهاى از ابر او را از گزند گرماى آفتاب بهدور مىدارد ،
- همانند سجدهكنندگان سرش را خم كرد و آن را به گلو و سينه چسبانيد ، چسبانيدنى !
- گروهى روى آوردند و در جستجوى همان ابر مردى شدند كه بحيرا در ميان چادرها ديده بود .
- پس ، از بيم گزند ايشان به او بر ايشان شوريد زيرا آنان در برابر ما ستمپيشه و آسيبرسان بودند .
- دريس بود و تمام و به همينگونه زبير « 1 » در ميان ايشان بود و همهء قوم بيدار بودند .
- آمدند در حالى كه كمر به كشتن محمّد بسته بودند ولى او ايشان را با نيكوترين كشمكشى باز گردانيد .
- زيرا بر ايشان تورات را تفسير كرد تا بهدرستى سخنش را يقين كردند . به ايشان گفت :
شما سختترين خواستهها را خواستهايد .
- آيا مىخواهيد محمّد پيامبر را بكشيد ؟ شما با فزونى و درازى كيفرهاى خود در نافرخندگى مخصوص شدهايد .
- و براستى آنكس كه ما او را برگزيدهايم گزندها را از او باز مىدارد . و در برابر شما همو برايش بس است و نيرنگ هرفرومايهاى را پاسخ مىدهد .
- آن نيز از نشانهها و روشنگرى اوست و هرگز روز روشن مانند تاريكيها نيست « 2 » .
سيوطى نيز گزارش ياد شده را از طريق بيهقى آورده « 3 » و مىنويسد : ابو طالب در اين
هامش
( 1 ) . دريس و زبير و - يا مطابق بعضى نسخهها زدير - و تمام از دانشمندان يهود بودند .
( 2 ) . ديوان ابو طالب : 35 - 33 ؛ تاريخ ابن كثير : 1 / 272 - 269 ؛ الروض الانف : 1 / 120 .
( 3 ) . الخصائص الكبرى : 1 / 84 .