تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
شيرخوار و اندكى پيش از بلوغ بوده آبروى او را وسيله‌اى براى درخواست باران از خدا كردند نمايندهء يگانه پرستى خالص و گرويدن آن دو است به او و معرفتشان به آخرين برانگيختگان و پاك نهادى وى از همان نخستين روز و اگر از آن‌دو به‌جز همين دو گزارش را در دست نداشتيم برايشان بس بود ، چنانچه براى پژوهشگران نيز همين دو بس بود كه پيروى آنان از ايمان راستين را بنمايد .

3 - ابو طالب هنگام تولد امير مؤمنان عليه السّلام

از زبان جابر بن عبد اللّه آورده‌اند كه گفت : رسول خدا را از چگونگى زاده شدن علىّ بن ابى طالب پرسيدم . گفت : مرا از بهترين كودكى پرسش كردى كه زاييده شدنش در رويدادى همانند بازاده شدن مسيح عليه السّلام بود . خداى تبارك و تعالى على را از نور من آفريد و مرا از نور على آفريد و ما هردو از يك نوريم . سپس خداى عزّ و جلّ ما را از صلب آدم عليه السّلام از صلبهاى پاك به رحم‌هاى پاكيزه منتقل كرد و من از صلب هيچ‌كس انتقال نيافتم مگر على هم با من بود و ما به همين‌گونه بوديم تا مرا در بهترين رحم‌ها كه از آمنه بود سپرد و على را نيز در بهترين رحم‌ها كه از فاطمه بنت اسد بود و در روزگار ما مردى پرهيزكار و خداپرست بود كه او را مبرم بن دعيب بن شقبان گفتند كه 270 سال خداى تعالى را پرستيده و چيزى از او نخواسته بود . پس خداوند ابو طالب را به‌سوى او فرستاد و چون مبرم او را ديد به‌سوى او برخاست و سرش را ببوسيد و او را پيش روى خود نشانيد . سپس او را گفت : تو كيستى ؟ گفت : مردى از تهاميان . پرسيد : از كدام خاندان تهامى ؟ گفت : از هاشميان . پس آن پارسا برجست و سر او را ببوسيد و گفت : اى مرد ! براستى خداى علىّ اعلى چيزى به دل من الهام كرده . ابو طالب گفت : چيست ؟ گفت : از پشت تو فرزندى زاييده شود كه دوست خداى عزّ و جلّ است . پس چون شبى كه على در آن زاده شد فرارسيد زمين درخشندگى يافت و ابو طالب بيرون شده مىگفت : اى مردمان ! دوست خدا در خانهء كعبه زاده شد . پس چون بامداد شد به خانهء كعبه درآمد و گفت :
الغدير ( فارسى ) — صفحة 501 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى