تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
دارند . - اى فداى شما باد مادرم و همهء زادگانش ! شما در يارى احمد در برابر مردمان همچون سپرها باشيد « 1 » .

1 - كارهاى نيكو و سخنان شايستهء سپاسگزارى

و اين هم از كارهاى نيكو و كوشش‌هاى شايستهء سپاسگزارى كه از سرور مكّيان ابو طالب در يارى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ديده شد و هم پاسدارى و پشتيبانى او از وى و خواندن مردم به وى و به كيش يگانه‌پرستى وى از آغاز بعثت تا بازپسين دم از زندگى ابو طالب كه لابه‌لاى آنها انباشته از گفته‌هايى است كه هرجملهء آن دليلى آشكار است ، هم بر اسلام درست و ايمان سرهء او و هم بر تسليم او در برابر پيام خداوندى و اكنون بيا تا ببينى سنّيان چه آورده‌اند . ابن اسحاق گويد : ابو طالب در ميان كاروانى براى بازرگانى آهنگ شام داشت و چون آمادهء بيرون رفتن شد و پاى در راه سفر نهاد رسول خدا به نزد او آمد و مهار شترش را گرفت و گفت : عمو ! مرا كه نه پدرى دارم و نه مادرى به كه مىسپارى ؟ ابو طالب را دل بر او سوخت و گفت : به خدا سوگند كه او را نيز با خود خواهم برد و من و او هرگز از يكديگر جدا نخواهيم شد ، پس او را نيز برد و چون كاروانيان به سرزمين بصرى از مرز و بوم شام رسيدند در آنجا راهبى يافتند كه او را بحيرا مىگفتند و او در صومعه‌اى نشيمن داشت و داناترين ترسايان بود و پيوسته در آن صومعه راهبى بود كه چنان‌چه مىپندارند دانش آنان دربارهء نامهء آسمانىشان به او مىرسيد و آن را يكى از ديگرى به ميراث مىبرد چون در آن سال بر بحيرا فرو آمدند با آنكه پيش از آن هم بارهاى بسيار بر او گذشته بودند و او با ايشان سخن نگفته بود و كارى به‌كار آنان نداشت ولى در آن سال چون نزديك صومعهء او فرود آمدند خوراكى بسيار بر ايشان بساخت و اين براى آن بود كه چنانچه مىپندارند وقتى در صومعه‌اش بود به هنگام روى آوردن ايشان چيزى در ميان
هامش
( 1 ) . در نسخهء چاپى متشابهات القرآن : 2 / 65 هنگام نقل اين اشعار تصحيف و تحريفى روى داده .