تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
سيد احمد زينى دحلان پاره‌اى از بيتهاى آن را آورده و گويد : امام عبد الواحد سفاقسى « 1 » در شرح صحيح بخارى مىنويسد : اين شعرهاى ابو طالب دليل است كه او پيش از برانگيخته شدن پيامبر و از همان گاه كه بحيراى راهب و ديگران دربارهء مقامات او گزارش‌هايى به‌وى دادند پيامبرىاش را شناخته بود و اين معرفت خويش را با آنچه خود از احوال او به‌چشم ديد - و از جمله باران خواستن به بركت او در كودكىاش - استوار گردانيد و گذشته از شعرهايى كه نمايندهء معرفت ابو طالب به نبوت او است گزارش‌هاى فراوانى نيز در اين زمينه رسيده است « 2 » . اگر اين همه شيوه‌هاى گوناگون كه در اين اشعار مذكور به‌كار رفته پذيرفته نباشد من نمىدانم كه پس براى گواهى و اقرار به‌نبوّت ، ديگرچه بايد كرد ؟ اگر يكى از اين سخنان در نظم يا نثر هركس يافت شود همگان بر مسلمانى او همداستان مىشوند ولى همهء اينها نتوانسته است آقايان را به مسلمانى ابو طالب معتقد سازند ! به‌شگفت آى و عبرت بگير ! اين بود بخشى از سروده‌هاى ابو طالب كه از هرفراز آن ايمان خالص و اسلام درست نمايان است . دانشمند يگانه ابن شهرآشوب مازندرانى در كتاب خود متشابهات القرآن آنجا كه دربارهء اين آيه از سورهء حج « هركس خدا را يارى رساند خدا نيز براستى او را كمك مىكند » سخن مىگويد نوشته : « براستى اشعار ابو طالب كه نمايندهء ايمان او است از سه هزار بيت در مىگذرد و از لابه‌لاى آنها چهرهء كسى را آشكارا مىتوان ديد كه رخسار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به روشنى مىديده و پيامبرى او را درست مىشمرده » و آنگاه بخشى گسترده از آنها را ياد كرده و از آن جمله اين سروده‌ها را كه به‌جاى سفارش براى پس از مرگش سروده : - چهار كس را به يارى پيامبر نيكو سفارش مىكنم پسرم على و بزرگ خاندان ، عبّاس ، - و حمزه ، آن شيرى را كه پاسدار حقيقت او است و هم جعفر را تا گزند مردم را از دور
هامش
( 1 ) . اين همان كسى است كه سخن وى را به نام ابن التين از نوشتهء قسطلانى آورديم . ( 2 ) . السيرة النبوية حاشيهء السيرة الحلبية : 1 / 88 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 493 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى