30 - ابو بكر و پدر و مادرش در قرآن
دستهاى هواپرستان ، قرآن كريم را هم به بازى گرفته و كلمهها را از معانى آن مىگردانند تا آنجا كه كسانى از تفسير نگاران كه دوستى خليفه آنان را كور و كر ساخته آمدهاند و بىهيچ بصيرتى بهكار مىپردازند و همچون كسى كه در شب به جمعآورى هيزم برخيزد ، در كتاب خود افسانههاى خبرسازان از گذشتگان نخستين را روايت كرده و بىاينكه هيچگونه بررسى و درنگى را روا دارند آنها را از مسلّمات انگاشته و مىپندارند كه به كارى نيكو پرداختهاند و با همهء اينها خود را در دانش قرآن گرامى پيشوا و راهبر مىانگارند و كارشان به جايى رسيده كه مىگويند : اين فراز از قرآنكه آيهء 15 از سورهء احقاف است دربارهء ابو بكر نازل شده : و انسان را به نيكىكردن با پدر و مادرش سفارش كردهايم . مادرش به سختى باردار او شد و او را بهسختى بگذاشت ، بارداشتنش و شير گرفتنش سى ماه بود و چون به قوت برسيد و به چهل سال رسيد گفت : پروردگارا ! مرا ترغيب كن تا نعمت ترا كه به من و به پدر و مادرم انعام كردهاى سپاس دارم و عملى شايسته كنم كه پسند تو باشد و فرزندان مرا شايسته كن كه من توبه به تو مىآورم و از مطيعانم .
و بر امير مؤمنان على و ابن عبّاس نيز بستهاند كه آيه دربارهء ابو بكر نازل شده كه بار داشتن و شير گرفتن او سى ماه بوده ، مادرش 9 ماه باردار او شده و 21 ماه او را شير داده ، پدر و مادرش هردو مسلمان شدند و هيچيك از مهاجران را بهجز او اين فضيلت نبود كه پدر و مادرش مسلمان شوند ، پس خداوند به او سفارش آندو را كرد و اين دستور پس از آنان بايسته شناخته شد و چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در چهل سالگى پيامبرى يافت ، ابو بكر كه 38 ساله بود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را تصديق كرد و چون به 40 سالگى رسيد گفت : پروردگارا ! مرا ترغيب كن تا نعمت ترا كه بر من و بر پدر و مادرم انعام كردهاى سپاس دارم . خدا نيز دعاى او را مستجاب كرد تا پدر و مادر و همهء فرزندانش مسلمان شدند « 1 » .
هامش
( 1 ) . الكشاف : 3 / 99 ؛ تفسير قرطبى : 16 / 194 و 193 ؛ الرياض النضرة : 1 / 47 ؛ مرقاة الوصول 121 ؛ تفسير خازن : 4 / 132 ؛ تفسير نسفى كه در حاشيهء خازن چاپ شده : 4 / 132 ؛ تفسير شوكانى : 5 / 18 .