سرگذشت نامهها آمده تكذيب مىكند ، زيرا بر بنياد آنها سه سال پيش از فرارسيدن اين روز ادّعايى ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دعوت خود را آشكار كرده بود .
و هم ابن سعد و ابن هشام و طبرى و جز ايشان آوردهاند كه خداى عزّ و جلّ پيامبرش محمّد صلّى اللّه عليه و آله را سه سال پس از برانگيخته شدن بفرمود تا آنچه را از سوى او آورده است آشكار كند و مردم را آواز دهد كه فرمان او را بپذيرند و ايشان را بهسوى او بخواند . پس اين آيه نازل شد : آنچه را به تو دستور داده مىشود آشكار كن و از بتپرستان روى بگردان « 1 » . در سه سالى كه از بعثت او تا نزول اين آيه و رسيدن دستور خدا به آشكار كردن دعوت گذشت حضرت كار خود را پوشيده و پنهان مىداشت ، زيرا اين آيه بر وى نازل شده بود : خويشان نزديكت را ( از كيفر بدكارىها ) پرهيز ده و در برابر كسانى از مؤمنان كه پيرو تواند به فروتنى سر فرود آور و اگر از فرمان تو سرپيچند بگو من از آنچه شما مىكنيد بيزارم « 2 » .
پس اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دعوت خود را آشكار كرده به دستور خداى سبحان بوده ، بىآنكه پافشارى كسى - ابو بكر يا ديگران - در اين برنامه بر فرمان خدا پيشى گرفته باشد و بىآنكه ابو بكر را در آن روز در جرگهء مسلمانان ببينيم يا نه .
و تازه ابو بكر از كسانى شمرده شده كه مدتها پس از آن روز ادعايى و نيز مدتها پس از آشكار شدن دعوت از سوى مسلمانان ، او باز هم پيرو دعوت پنهانى بوده .
پس كسى كه بر وى بسته است : « او جلوتر از آن هنگام نيز اصرار داشته رسول خدا آشكارا دعوت كند » چگونه از نادرستى اين سخن نينديشيده ؟ ابن سعد مىنويسد :
ابو بكر در گوشهاى پنهانى دعوت مىكرد و سعد بن زيد نيز مانند او و عثمان نيز مانند او ، ولى عمر بن خطاب و حمزة بن عبد المطلّب آشكارا دعوت مىكردند ، پس پنهانكارى
هامش
( 1 ) . حجر 15 / 94 .
( 2 ) . شعراء 26 / 217 - 214 ؛ تاريخ طبرى : 2 / 216 ؛ طبقات ابن سعد : 1 / 183 ؛ سيره ابن هشام : 1 / 274 ؛ الكامل : 2 / 23 ؛ تفسير قرطبى : 10 / 62 ؛ عيون الاثر ، ابن سيّد الناس : 1 / 99 ؛ تاريخ ابى الفداء : 1 / 116 ؛ تفسير ابن كثير : 2 / 559 ؛ تفسير خازن : 3 / 109 ؛ تفسير شوكانى : 3 / 139 .