حديثى را ياد كرده و آن را از جمله دروغهايى كه هيثم بر هشام بن عروه بسته شمرده و ابو حاتم گفته : حديث او متروك است و ابو زرعه گفته : او ناچيز است و عجلى گفته : او را ديدم دروغپرداز بود و ساجى گفته : وى در مكّه ساكن شد و دروغ مىگفت . و امام حنبليان احمد گويد : او صاحب گزارشها بود و كاستيهاى موجود در سندهاى آنها را پنهان مىداشت . و حاكم نقاش گفته : او از زبان مردان موثق احاديثى نكوهيده مىآورد و هم بيهقى و نقاش و جوزجانى حديث يادشده را ساختگى شمردهاند . چون در سند ميانجيان آن هيثم وجود دارد و ابو نعيم گفته در احاديث وى سخنان نكوهيده مىيابيم « 1 » .
پس مسلمان شدن مادر ابو بكر نيز همچون مسلمانى پدرش ابو قحافه است كه هرگز ثابت نخواهد شد و كسانى از مورخان نيز - همچون ابن كثير و دياربكرى و حلبى و جز آنان - كه مسلمان شدن آندو را ياد كردهاند مدرك سخنانشان همان اخبارى است كه چگونگى آن را شناختى ، پس بر گفتهء ايشان اعتمادى نيست و هيچ ادعاى تو خالى و گفتار بىدليل را نبايد ارزش نهاد .
يك نشانه بر نتيجهگيرى آشكار ما آن است كه امّ الخير - مادر ابو بكر - همچنان در همسرى ابو قحافه در شهر مكّه ماند با آنكه - بر بنياد گفتهء مدّعيان - وى در سال 6 بعثت مسلمان شده و آنگاه ابو قحافه نيز - باز بر بنياد گفتهء مدعيان كه شنيدى - در سال هشتم هجرت كه مكّه فتح اسلام آورده و ميان اسلام آوردن اين زن و شوهر 13 سال فاصله بوده ، پس با كدام فرمان قرآن و سنت بوده كه زنى مسلمان - آن هم مادر كسى همچون ابو بكر - در اين سالهاى دور و دراز در همسرى ابو قحافهاى باقىمانده كه هنوز مسلمان نشده بود ؟ چه عذرى آندو را در كنار هم نگه داشت با آنكه جدايى ميان آندو نخستين شعار مسلمانى بود . پس كجا اسلام آورده بود و با اين برنامهء او چگونه وى را مسلمان مىشماريد ؟
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 265 ؛ لسان الميزان : 6 / 209 ؛ الغدير : 5 / 270 .