تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
قرآن را تفسير به‌رأى مىكرده « 1 » . اين بود مسلمان شدن ابو قحافه و داستان آن چنانچه مىبينى ، هيچ نيست مگر ادعاهايى توخالى و متكى بر سخنانى بىپايه كه اسلام هيچ‌كس را نتوان با آن ثابت كرد و تازه از همان روايت احمد نيز برمىآيد كه آمدن او به نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله - اگر هم گرفتيم واقعيت داشته - فقط و فقط به‌جهت آن بوده كه گردنبندى را كه مسلمانان از دخترش ستانده‌اند پس بگيرد و اگر مسلمانى او ثابت بود و راستى براى مسلمان شدن به نزد وى آمده بود باز هم پشت‌سرهم به ديدار وى صلّى اللّه عليه و آله مىشتافت و در ايّام اقامت وى صلّى اللّه عليه و آله در مكّه در آن سفر ، فرصت را غنيمت شمرده و از چشمهء صافى و شيرين دانش او بهره مىگرفت و نشانه‌هاى كيش خويش را از او مىستاند و سزاوار بود كه در حجّة الوداع به ديدار او آيد ، و نيز اگر مسلمان شده بود مىبايد كه دست‌كم يك حديث از او صلّى اللّه عليه و آله روايت كند يا دست‌كم از يكى از ياران او صلّى اللّه عليه و آله گزارشى نقل كند و اگر مسلمان شده بود يا يك كلمه دربارهء اسلام از او نقل مىشد يا سخنى در دفاع از آن يا يك حرف در دعوت ديگران به‌سوى آن ، . يا لا اقل يادى از روزگار مسلمانىاش و گزارشى از نشانه‌هاى ايمان او به خدا و به رسول وى در تاريخ مىآمد و دست‌كم داستان مسلمان شدنش را خود روايت مىكرد . و تازه اگر خبر يادشده صحيح بود و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله او را به اندازه‌اى احترام كرده بود كه دربارهء او گفت : چرا پيرمرد را در خانه‌اش رها نكرديد الخ . و اين را نيز چنانچه گذشت به‌سبب احترام به ابو بكر به انجام رساند . پس چرا صحابه وساطت و خواهش مردى به اين بزرگى را رد كردند ؟ همان مردى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با گفتن چنان كلمهء گرانبهايى دربارهء وى او را بزرگداشت كه دربارهء هيچ‌يك از صحابه و حتى دربارهء عموهاى خودش صلّى اللّه عليه و آله نگفته بود با آنكه كسى همچون عبّاس در ميان ايشان بود كه به آبروى او از خدا باران مىخواستند ، و چرا با آنكه صحابه اين همه بزرگداشت را از پيامبر دربارهء ابو بكر ديدند باز هم وساطت و خواهش او را دربارهء پدرش نپذيرفتند و آن گردنبند را به
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 36 .