احاديثى نكوهيده نقل كرده و اين سختتر است ، زيرا اگر او اين سخنان نكوهيده را از مردان ضعيف القول نقل مىكرد او را معذور مىداشتيم و ساجى گفته : هرچند راستگوست ، ولى بسيار جاها لغزيده و پندارهايى بىپايه دارد كه شرح آن به درازا مىكشد ، و ابن سعد و دار قطنى گفتهاند : وى بسيار مىلغزيده و مروزى گفته : هرگاه حديثى را تنها او روايت كرده باشد در پذيرفتن آن متوقف شد و بازايستاد ، زيرا او حافظهء بسيار بدى داشته و لغزشهاى فراوان كرده « 1 » .
3 - سعيد بن جمهان بصرى ( م 136 ) . ابو حاتم گفته : حديث وى را بايد نوشت ، ولى نشايد پشتوانهء روشنگرى گرفت . و ساجى گفته : حديث وى شايستهء پيروى نيست « 2 » .
امينى گويد : واى بر كم فروشان ! آنان كه چون از مال مردم براى خود بردارند پيمانه را تمام مىگيرند و چون از مال خود براى ايشان بكشند و پيمانه كنند به آنان زيان مىزنند .
آيا اينان گمان نمىبرند كه در روزى بزرگ برانگيخته خواهند شد ؟ همان روز كه مردم در برابر پروردگار جهانيان مىايستند .
اين ترازويى كه بصرىها آوردهاند و از آسمان بصره آويخته شده ، چشمهاى در منجم « 3 » آن است و اصلا هم ميزان نيست تا دو كفّهاش هماهنگ باشد .
زبانهء آن هم كجى دارد ، بگو آيا برابرند كسانى كه مىدانند و آنان كه نمىدانند ؟ بگو آيا كور و بينا برابرند ؟ آيا روشنى و تاريكى با يكديگر برابر است .
در ترازوى دادگرى و انصاف چگونه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را - با آن برترين پايگاهها - در يك كفه مىنهند و پسر ابو قحافه را - كه جز ابو بكر چيزى نيست در كفهء ديگر ؟ كدام خوىهاى بزرگوارانه و كدام روحيات پاك و كدام منشهاى برتر و كدام حكمتهاى علمى يا عملى و كدام دانشها و آگاهيهاى پيشرو و كدام بينايى نافذ و كدام و كدام . . . در كفهاى كه ابو بكر باشد هست تا او را در برابر پيامبر نهند ؟ و آيا اين سنجش را اصلا وجدان و
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 221 ؛ تهذيب التهذيب : 10 / 381 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 377 ؛ تهذيب التهذيب : 4 / 14 .
( 3 ) . آهنى است كه شاهين ترازو ميان آن است و دو كفه در دو طرف آن .